تبليغاتX
`·.*_نارنجی_*.·´ - افسردگی........

`·.*_نارنجی_*.·´

برای دیدن روز عذابت لحظه شماری میکنم!!!

 

 

 

 

 

 

l
افسردگی........
 

بهارم تموم شد !

قرارمون بود تا آخر بهار ایران رو س.ب.ز پوش کرده باشیم !

چیشد ؟!

به جای س.ب.ز شدن سیاه پوش !

شدن غرق به خون !

کاش میشد عین قبل !

دلم میخواد همه بلاگا به روال عادی و قبلشون برگردن !

همه آدما شاد باشن !

s.m.s های ما که باز شدن !

اما کی حوصله داره ؟!

چی میخواد بشه ؟!

نی.ما رو دیدم !

فقط گفتم با.توم خوردی ؟!

گفت آره !

آخه چی ازش میپرسیدم ؟!

خودش که عین خیالش نبود !

بقیشونم !

از بقیه هم کم و بیش شنیده بودم !

بس.یج.ی ها زده بودنش !

کوشا میگفت ۵شنبه کلی شلوغ بوده !

CD در.وغ های" ا.ل.ف ، ن.و.ن " رو دیدی ؟!

دیدمش !

جالب بود !

دلم گرفته !

همه جا سیاه شده !

حتی از نا.رن.جی پوشیدنمم شرمم میشه !

دلم میخواد فقط مشکی بپوشم !

یه هفتس سراغ مو.زیکام نرفتم !

قیافم عین ارواح شده !

مثل دیوونه ها اینطرف اونطرف میرم !

حتی دیگه نمیتونم مانتوی رنگی بپوشم !

مشکی بهتره مگه نه ؟!

کاش یکم کمتر از آدم توقع داشتن !

کاش درکت میکردن !

کاش وقتی میگی توی شوکم

توی بهتم

واسم مهم بوده

باورت میکردن

نه اینکه زخم زبون بزنن !!!

در صورتی که هیچی نمیدونن و نمیفهمن !

خدا را شکر زیاد با کسی برخورد نداشتم !

توی خونه که اصلا مشکلی نیست !

اکثر دوستام هم با منن !

تقریبا همشون !

اما همون یکی دوتا .......

امتحان اولی رو که حسابی خراب کردم !

از ۸ تا سوال به ۵ تا جواب دادم !

همش هم نصفه و دری وری !

اگه میخواست نمره برگه رو با پروژم جمع کنه به زور ۱۱-۱۲ میشدم !

امروز نمره هامون اومد !

بهم نمره داده بود !

این استاد ه حالش همینجور ه !

ترم پیش بدون اینکه از پسرا کاری بخواد بهشون ۲۰ داده بود !

کلا زیاد کاری به برگه نداره !

اون درس ۵ واحدی رو هم که با مدیر گروهمون "همون دختر ه" داشتم نمرش رو داد !

خوب داده بود !

دستشم درد نکنه !

اما خب فهیم و بن بن را کلی ناحقی کرده بود !

خدا را شکر از استرس این دو تا بیرون اومدم !

هن.دسم رو هم خوب دادم !

چرت بوووود !

زیادم نخونده بودم !

ولییی خوب شد !

کلا امتحان هن.دسه های ما مشورتی  ه !

مثلا من واسه فهیم کشیدم یه تیکه !

نکته یادم میرفت ازش میپرسیدم !

یا از بن بن اون طرف کلاس میپرسیدم !

 عصبیم !

دل تنگم !

داغونم !

خوبش رو بخوای نمیدونم چه مرگمه !

کی میشه تابستون ؟!

از هفته دیگه ۵ روز روضه داریم !

امتحان ری.اض.یم که کلییییی سخته هنوز مونده !

دو تا از عمومی ها هم مونده !

آخر هفته میخوام کنکور شرکت کنم !

تحویل پروژم ۲۵ ت.ی.ر ه !

اتاقم انگار ب.م.ب توش منفجر شده !

نصف پذیرایی هم وسایل من وسطش ه !

کی تعطیات شروع میشه ؟!

دلم میخواد با یکی بحرفم !

کلیییی سر ندا غرغر کردما !

اما بازم ............

بچه ها میخوان همه با هم کلاس C.A.D بگیریم !

چقدر خوووب !

اما چه فایده ؟!

تو که اینجا نیستی !

چقدر بد ه که نفهمی یکی از دستت ناراحته یا نه !

اما حق ناراحت شدنم نداری بچه !

خب مگه بده بهت گفتم دقت کن ؟ :دی

خدایا داری باهامون چیکار میکنی ؟!

این با پا پیش کشیدنا و با دست پس زدنا واسه چیه ؟!

اعصابش رو ندارم !

میخواستم فیل.م اون دخ.تری که کش.ته شده رو ببینم اما واقعا از توانم خارج بود....

میترسم !

این حس های مزخرف چیه عصر تا حالا ؟!

دلشوره !

اضطراب !

استرس !

من به حافظو فال هاش اعتقاد دارم !

پس چیشد تعبیر اون فال ناگهانی ؟!

 

* تقدیر من ، عشق تو شد

که همیشه فکر محالم بود .....

 


لينك | نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 0:10 توسط |