`·.*_نارنجی_*.·´
برای دیدن روز عذابت لحظه شماری میکنم!!!
(کلیک) <<<< برید اینجا و تولد آقای موسوی رو تبریک بگین !!
خواهشا !!!
پست جدید پایین!!!
سلاااام![]()
* جدییییدا کلی دلم میخواد بنویسم !!! این بلاگفا هم که چند روز قاطیییییده بود !!!
منم اعصاب مصاب نداشتم !!! اییییش ! آخه چه معنی داره والا ؟!
یه شب هم که به خاطر روز ق.د.س پورت یاهو رو بسته بودن !!!! آخه چیو میخواین ثابت کنین ؟! خجالت نمیکشین ؟!خوشم میاد مردم کار خودشون رو میکنن !![]()
* یعنیییییییییییییییا جااای دشمنتون خاااالییییی !!! یعنی کسی رو خواستی خدای نکرده نفرین کنیییی بگو الهی مث لیلا بشیی !!! نه مث من هااا !!! مثل این چند روز !!!
معده درد من هنوزم ادامه داره ! چشمتون همچین روزایی رو نبینه !!! کم کم داشتم مرگ رو جلوی چشمام میدیدم !! چهارشنبه که خب رفتم دکتر و آمپول و قرص و دواا !!! عین زهرمار بود دارووهاش !!!
یکیش هم قطره نعنا بود ! از 20 کیلومتری بووش میومد حالت تهووع""گلاب به روتون"" بهم دست میداد !!که خب دوبار بیشتر نخوردمش ! فایده نداشت خب !!!! این چند روز هم اینقدر مصیبت داشتیم که اندازه نداره !!! خلاصه که من فقط از درد میپیچیدم به خودم !
این چند روز هم اینطرف و اونطرف !!! من فقط دستم به دلم بود و راه میرفتم !! اینقدر این چند روز درد داشتم که اندازه نداشت ! خووب بشو هم نبود ! از شدت درد به زمین چنگ میزدم !! یعنی وقتایی که تیر مکشید و بهم میپیچید دیگه حالیم نبود کی کنارمه !! فقط دستمو مینداختم بهش و چنگ میزدم !!!!
دست خودم نبوودا !!
واقعا احساس مرگ داشتم ! هرکسی هم که میدیدم یه چیزی تجویز میکرد که خب من گوش نمیدادم !! آخه مثلا میگفتن عرق نعنا و خاکشیر و این چیزا که من از اسمشونم بدم میاد ! نمیتونم بخورم خب !!!!
پنجشنبه شب هم بازم رفتم یه دکتر دیگه !!! بازم ی آمپول دیگه !!!!خب میترسمممم !!! با کلی داروی دیگه !! اه !!بیخیال آمپول شدم ولی داروها رو میخوردم !! ولی دریغ از یکم فایده !!! یعنییی هیییچیییااااا !!! فقط از درد میپیچیدم به خودم ! روزه هم که عممرررراااا نمیتونستم بگیرم !!
جمعه شب بود زنداییم یه قرص معرفی کرد که وقتی گرفتیم دیدم هموناییی که قبلا واسه معده درد میخوردم !""همون قرص سبزااا ، ریزم هست،،، من اصولا اسم داروها رو بلد نیستم
""" چندتاشو خوردم بهتر شدم اما بازم تاثیر زیادی نداشت و شنبه شب رفتم اون یکی آمپول رو هم زدم !!!!درد هم نداشتا ! ولی خب ترسی ه که تو وجود من هست ! چیکارش کنم ؟! یکشنبه هم یکم بهتر بودم !! البته وقتایی که دردش شروع میشد یا تیر میکشید مثل قبل بود ! خلاصه که مردم و زنده شدم !
معده من عصبی ه !! دو سه سالی بود که روزه میگرفتم یکم درد میگرفت ! البته به همراه کلیه م ! چون کلیه من آب بهش نرسه بیچارم میکنه که خب نهایتش 2 روز روزه نمیگرفتم و خوب میشدم ! ولی امسال داغونم کرد ! بیشترش هم ناشی از اعصابش بود ! ضعیف هم شده بود ! خلاصه که 5 تا روزه هام بیخودی رفت و من هنوزم که هنوزه خوووب نشدم !!!![]()
* قسمت آخر پن.جم.ین خور.شید رو ندیدم ! واسم تعریف کردن و کلیییی خندیدم ! یعنی مسخره تر از این نمیشد !! ![]()
* با اینکه نه از احسان .علیخانی خوشم میاد نه احساس خاصی به جوم.ونگ دارم ولی دلم میخواست برنامه م.اه عس.لی که با جوم.ونگ بود رو میدیدم !! ندیدم ! ایییشششش !!!
حالا اگه لینک دانلودی چیزی ازش سراغ دارین واسم بفرستین !![]()
![]()
* یعنیییییییی اینقدر عصبیییی م که حد نداره !!! اینا خجالت نمیکشن ؟! اخه دروغ هم یه حدی داره ! اینهمه دروووغ میگن دیگه واسه دستور خدا هم دروغ ؟!
من نمیفهمم اینا با چه رووویییی دروغ به این تابلویی گفتن که یکشنبه عیده ؟! اینا همه مرجع تقلییید گفتن دوشنبه !!! حالا اینا چه مرضشون بود خب ؟!
اینجا :|
* یعنییییی در حد مرگ از دستت عصبی م !!!
تو انگار هیچی نمیفهمیا !!!!!!!!!!!آخ چقدر دلم میخواد بیای و ی تیکه کلفت سر دلت بندازم !!!![]()
من همچنان دارم از معده درد میمیرم !!!![]()
عیدتونم مبارک !![]()
ادامه مطلب ......
بعدا نوشت :::بچه ها دعا کنین واسم ! دعا کنین بشه اونی که میخوام ! به خاطر اون ۲ واحدی که بهم نرسید میخوام کل برنامه رو عوض کنم ! با دختر مدیر گروهمونم که حرفیدم گفت مشکلی نداره ! دعا کنین سنگ توی کارم نیوفته که خیلی بد میشه !! خیلییی...
سلااااام
خوبین ؟!
آخ که چقدر دلم میخواد بنویسم !
خوبم !
بهترم !
میشه خوب بود !
روزا همینجوری داره میگذره !
2 هفته مونده تا یونی و واسه من هرروزش داره 1000 سال میگذره !![]()
* باید زندگی کرد مگه نه ؟!ولی خب زندگیمون یه جورایی قاطی پاتی شده !همه فامیل مرییییییییض ! تقریبا همش ناشی از قهره میشه !
* هم مهتاب هم طناز جفتی اومدن یونی خودمون رشته شه.رس.ا.زی !!! یعنی من از خوشحالی دارم میمیرم !!![]()
* اطلس جان ممنون به خاطر تسلیت تو وبت !![]()
* از تک تکتون بازم ممنونم !ممنون که سراغم رو میگیرین و حالم رو میپرسین !به خصوص تو هستی جون ..![]()
* من کلا آدم گیجی ام !!! خیلی !!! این چند وقت هم که بیشتر شده ! یعنی خب هممون الان دیگه گیجیم !!!
چند روز پیش میخواستم غذا بخورم رفتم سر یخچال !توی دو تا کاسه برنج بود که یکیش کمتر بود ! کمتر رو برداشتم یکم هم از اون یکی ریختم سرش و با خورشت داغ کردم و خوردم ! بعد غذا یه طعمی میداد که گفتم خب شاید واسه اینه که توی یخچال بوده ! خلااصه.......! بعد که مامانم اومد گفت چی خوردی ؟! تا بهش گفتم ی نگاه کرد !!! بعد گفت اون برنج ها نپخته بوده !!!!!!
فکرررر کن ! من که نمیدونم چه جوریه ولی انگاری فقط آب کش شده بوده ولی دم نکشیده بوده !! همینجوره دیگه ؟!؟!؟! خلاصصصهههه !!! ببین چقدر خنگ شدم و حواسم پرته که تشخیص ندادم این برنج ها خام ه !!!یعنی واقعا نمیفهمم ها !!!!![]()
* اینکه میگم هممون همینجوری شدیم چند روز پیش زن عموم خورشت سبزی درستیده ! بعد که اماده شده در قابلمه رو برداشته دیده توش گوشت نریخته !!!!!!!!!!!!! هییییی خداااااا.......![]()
* ی شب هم رفتیم نمایشگاه ! نمایشگاه فروش پا.یی.زه !! یه جامدادی نارنجی خوشگلی خریدم !!!![]()
* 1 ماه گوشیم خرابه ! هیچکی نیست بدرسته !!! یکی بیاد ببره درستش کنه !یعنی خراب نیستااا ! فقط در صورتی میشه باهاش حرفید که هدست توش باشه ! غیر از اون صدا نمیره و نمیاد !!! ایششش !! همش هدست آویززونمه!!!![]()
* بچه ها من چشمام ۷۵/۰هستن !! آستیکماته و غیر از وقتایی که توی خونم عینک میزنم ! چون اذیت میشم وقتی دور رو درست نمیبینم !!! الانی یکم عینکم داغون شده :دی !! میخوام به جاش لنز بگیرم ! میخوام ببینم لنز حتما باید همراه با عینک باشه ؟! یعنی به صورت مداوم نمیشه از لنز استفاده کرد درسته ؟! البته لنز رنگی معمولی استفاده کردم ولی میخوام ببینم طبی ش چه جوریه !!!![]()
* کلا من از تکنولوژی ساقط شدم !!!! گوشیم اس ام اس میره ازش ولی واسش نمیاد !!!
کلی هم همه باهام کار داشتن ! هی میگن اس ام اس زدیم نمیرسه بهت !!رسید بهت ؟! فکر کن من که خودم بدم میاد یکی جواب اس ام اس نده حالا اینجوری که شده در مورد خودم اینجوری فکر میکنن !!
هرکارم میکنم درست نمیشه!! وی.ند.وز اون کامی هم بالا نمیاد !!!
اینقدر اعصابم خوووووورده !به کی بگم حالا بیاد درست کنه ؟! دیشبم ای دی اس الم قطع بود !!!! گوشیمم که خراب !!! یعنی من موندم با این همه تکنولوژی چیکار کنم !!!خلاصه اگه جواب اس ام اس ندادم ناراحت نشین ! الان فقط ایرانسلمه که درسته ! کاری داشتین به اون بزنین !![]()
* چند سالی هست که وقتی روزه میگیرم بعد از چند روز معده درد میگیرم و مجبور میشم چند روزی رو نگیرم ! خدا را شکر پارسال مشکلی نداشتم ! امسال هم ! تا اینکه............. ! دیشب یکم معدم تیر کشید ولی به روی خودم نیووردم !! سحر که بیدار شدم دل درد داشتم ولی بازم زور زورکی غذا خوردم و خوابیدم !!
صبح که بیدار شدم دیگه داشتم میمردم ! حیفم میومد ! خب آخه روزه هام چی ؟! اما دل پیچه وحشتناکی بود !!
رفتم دکتر ! دو تا آمپول داد !! گفت معدت نباید خالی باشه ! روزم رو خوردم ! گفت روزای دیگه هم بگیر ولی دو ساعتی که گذشت و دیدی دوباره دل دردت داره شروع میشه روزت رو بخور !!! الانم دارم از دل درد میمیرم !! یعنییی دارم میمیرمااااا!!میخوابم از زور درد بیدار میشم !!!یعنی میشه خوب بشم ؟!![]()
* تی تاپ جان موفق باشی خانوووم![]()
* بچه ها اگه پسورد من یادتون رفت یا اینکه تا حالا نداشتین بگین میدم بهتون !! حتییی ۱۰۰۰ بار :دی
بقیش خصوصی:دی
این پست سراسر غم و غصه س ! تحملش رو نداری نخون !
عمه م تموم کرد !
همون موقع تصادف تموم کرده !
بیچاره پسرعمه هام!
بیچاره دختر عمم !!
خدا ؟! چی بگم ؟!
سلام![]()
* بچه ها دعا کنین ! خواهش میکنم ! عمه م تصادف کرده و الان توووی کماست ! من با وجود همه بی احساسیم ناراحتم ! اما نه مثل بقیه ! بغضیم ولی اشکم نمیاد !!!خواهش میکنم واسش دعا کنین ! واسه دو تا پسرعمه هام که تووی خونن ! دعا کنین خدا به هممون رحم کنه !
* خیلی حس بدی ه !!! داری افطار میکنی ! صدای موتور بیاد ! زنگ خووونه ! داداشی بپره دم در ! بابا هم پشت سرش ! من و مامان هم از پنجره آشپزخوونه یوهووو صدای هق هق شنیدیم ! پریدیم دم در ! عموووم ! عموووییی که کلی وقت با هم رابطه نداریم ! داشت گریه میکرد ! بابام میگفت کی ؟! کجا ؟! چه موقع ؟! بیمارستان !!! وووااایییی خداییی من !!!! یعنی چیییی ؟! فقط گفت بیهوشه !!! گفت مامان بزرگم داره خودشو میکشه !!رفتت ! خیلییییی بد بووود !!! میخواستم باهاشون برم ! نبردنم ! مامان رفت ! بابا رفت !!!
سرم داره منفجر میشه !
خواهش میکنم دعا کنین !!!
خواهشششش میکنم !!!
* خونه دخترخاله بابایی دعای ابوحمزه بود ! توی فامیل بابایی کسایی که من دوسشون دارم به تعداد انگشت های دست هم نیست !
ولی خب ایشون جز همون تعداد محدوده !!! یعنی دیوونه وار این دخترخاله رو دوسش دارم !
از بس خووووبه ! هرچی از خوبیش بگم کم گفتم ! زندگییش هم واسم جالبه !!! آدمی که نتونه بچه دار بشه و خودش بره واسه شوهرش زن بگیره خیلی ه !!! آدمی که 20 سال با هووش دارن با هم زندگی میکنن ! بچه های هوو ش مامان صداش میزنن !! البته خب خدایی هووش هم خیلییییی خوبه ! جز فامیل خودمون همیشه حسابش میکنیم ! اونم همینطور ! خیلیییی خوب بوووود ! شاید واسه منی که این چند وقت همش بغض داشتم و همیشه به زور جلوش اشکام رو گرفته بودم ! گریه کردم ! بی اختیار اشک ریختم !! خالییی شدم ! لااقل واسه یه مدت ! خیلی وقت بود اینجوری گریه نکرده بودم و گریه هامو دوست نداشته بودم !!!![]()
* هم مهتاب دوستم هم یکی از بچه های پیش دانشگاهیم که یک سال از من کوچیکتر بود جفتشون امسال شهرسازی یونی ما قبولیدن !!! یعنیییییییا من ذوق مرگ شدم در حد تیم ملیییی !!!
خیلی دلم میخواست سراسری قبول بشن مخصوصا مهتاب که سال دومش بود که با وجود چیزایی که خودش میگه و نسبت به پارسال فکر نمیکنیم !!!! البته مهتاب شیمی هم قبولیده !! که خوب خودش عشق شیمی ه ! اما راه یونیش دووره ! یه 3 ساعتی راه میشه !! اما ما نهایتش 45 دقیقه توی راهیم ! امیدوارم هرچی صلاحشه همون جلوی راهش قرار بگیره اما اگه بیاد یونی ما من میمیرم از خوشحالی !
یکی مثل خودم ! یکی که کمکم کرد من بشم لیلای الان ! یکی که خووب حرفم رو میفهمه !! با اینکه وقتی میاد باید خیلی چیزا رو واسش توضیح بدم و قانعش کنم !!![]()
* خونه عمو کوچیکه افطاری بودیم ! عمه کوچیکه هم بود ! من نمیدونم چرا این دختر عمه اینجوریه ! از وقتی شوهر کرده همچیییییییییییین خودشو میگیره !!! ایییششش !!! پسرعمه بزرگه هم نمیدونم با کی حرفش شده بود اینقدررررر بداخلاق بوووود !!!
حس کردم میخواد گریه کنه !!واااللاااا !!! خلاصه که حتی نشد بپرسم درسش تمومید یا نه ! بداخلاق ! خب من الان تا عید نوروز نمیبینمش دیگه ! فضولیی که میترکم !!! پسرعمه کوچیکه هم مثل همیشه !!! اخییییییییی ! فکر میکردم میخواد تر.بیت بد.نی بخونه اما گفت میخوام مهندسی بخونم !! بابا ای ول ! فکر نمیکنم سراسری قبول بشه ! آخه بچه همش حواسش به فوتبال و ایناس.. ! موفقم شده ! از بس بچه پشتکار داره !!! اگه قرار بره ازاد خب بیاد یونی خودمون !!!در کل بد نبوووود !![]()
* جمعه هم رفتیم بیمارستان ملاقات !!! یه سری از فامیلا هم بودن ! بعد از کلیییی وقت .....![]()
* مق.دم.ات طر.اح.ی 2 5 واحد
انس.ان ، طب.یعت ، مع.ماری 2 واحد
بی.ان مع.مار.ی 2 2 واحد (البته هنوز برنداشتم )
ای.س.ت.ایی 2 واحد
نق.ش.ه ب.ر.دار.ی 2 واحد
ریا.ض.یا.ت 3 واحد
انق.ل.اب 2 واحد
و.صی.ت 1 واحد
ت.نظ.یم خا.نو.اده 1 واحد
خیلیییییییی حس بدی دارم ! خدا خودت کمک کن !![]()
*امتحان ریا.ض.ی و انسان ،ط.بیع.تم توی ۱ رووزه !![]()
وصی.ت و ت.نظ.یم هم توی ۱ رووزن !!!![]()
خسته نباشم من واقعا !!!![]()
* به صورت خیلی قشنگی 880 تومن شهریه م شد !!!![]()
* ببین داداشی چییی خریده...کلییی ذوقیدیم![]()
![]()
ادامه مطلب.....
* مهرنوش جون ممنونم به خاطر قالب ! خوشگل شد خیلیییییی . ممنووووووووووووون.
*من خیلی وقت عزادارم ! عزادار خودم ! خوب یا بد نمیدونم ! فقط میدونم دو – سه سالی میشه که بیرون که میرم سرتا پام مشکی ه !!!!غیر از 2-3 مورد که امسال سبزآبی پوشیدم ! فقط 2-3 بار ! این سری اخلاقم خوب بود همراه مامان خانوم""البته با هزار و یک التماس""رفتم پارچه بگیرم واسه لباس ! عروسی داریم !! نمیدونم یوهو چیشد زد به سرم !!!همون وسط یه پارچه مانتو هم دیدم و پسندیدم و خریدم ! این دفعه مشکی نیست ! دودی رنگ ه !!!زیاد با مشکی فرقی نداره ! اما دودلم ! نمیدونم اینکه از مشکی اومدم بیرون درست بود یا نه ! هرچند بعد این هم به مشکی برمیگردم ! اما .........
* من به خاطر هیکل خوشگلی که دارم(!!!!!!!!!) که همش به خاطر اون کنکور لعنتی ه کلا لباس اماده سایزم نیست ! واسه همین مجبورم پارچه بگیرم !!!! از این همه رژیم و کوفت و زهرمارم خسته شدم !!!!بدنم نمیکشه !!!اه .....
* استاد کلاس کد مون واقعا ماههههههه . کلی دوسش دارم ! خوش اخلاق ! با نمک ! بامزه ! کلی هم کل کل میکنیم :دی تازه به من میگه کوووشووولوووووو ! میگه واسه هرکاری باید بری رضایت نامه از مامان بابات بیاری :دی
* مهمون داشتیم ! فهیمه اینا و اون یکی زن عمو اینا ! صبح که بیدار شدیم دیدیم گازمون قطع شده ! حوادث هم گفت تا عصری نمیاد ! کلی خندیدم ! مامانمم کلی حرص خورد !!!خوب بود ! دوست داشتم ! دخترعموم به شدت شیطون شده و من اصلا اعصابش رو نداشتم ! دیگه آخراش بود نزدیک بود قاط بزنم !!!
* دیشب یه سوتی عظیمی دادم در حد تیم مللللییییییییییی ! تا یک ساعت به هوش سرشارم میخندیدم ! برقمون رفت !!! منم توی نت بودم !!!با پسرعمو و ندا و نسیم میچتیدم !!!اس ام اس زدم برقمون رفت !!! بلند شدم یکم غرغر کردم ! کلی غصه خوردم !!! یکم تابیدم ! رفتم نماز بخونم ، همینجور وسط نماز یوهو یه چیزی یادم افتاد که ضعف کردم ! البته صبر کردم نمازم تموم بشه بعدش پخش زمین شدم !!!! میدونی چی یادم افتاد ؟!؟ اینکه خب لپ تاپ که باتری داره !!!! تلفن هم که خب مسلما وصل ه و کاری به برق نداره !!! حالا من غصه چی رو میخوردم ؟! یعنی آخرش بوووودااااا !!! تا یک ساعت میخندیدم !!!""" ای دی اس الم خودش قطع بود واسه همین نیازی به برق واسه اون هم نداشتم :دی"""""هرچی یادم میاد پخش زمین میشم !!!
* کلاس تری دیمون تمومید ! دوسش داشتم ! خوبه ! اما خیلییییییییییییی پیچیدس ! یعنی فکر کنم یک هزارمش رو ما تونستیم یاد بگیریم !!!!جلسه آخر هم این استاد پیله من شده بود اساسییییی ! هی میگفت گوش کن ! ببین ! تمرین دادم حل نکردی من میدونم و تو ! نمیدونم چش شده بود !!!
*اگه میخواین ختم قران شرکت کنین اینجا هم یه سری بزنین !
برو ادامه مطلب :دی
ادامه مطلب.....
هرکسی پسوورد میخواد بگه میدم بهش
چه خاموش چه روشن !
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
من برگشتم
دیدین بلاگفا خصوصی گذاشت ؟!
فقط میخواست من نصف آرشیوم رو منتقل کنم !!!![]()
داشتم افسردگی میگرفتم !!!
دست و دلم به اپ نمیرفت !!!
خیلی زوووووووووووووووووود همینجا برمیگردم !!!
پسووردم همونه که توی پرشین گذاشتم.
دوستوووووووووووووون دارم خیلیییی
فعلا![]()