`·.*_نارنجی_*.·´
برای دیدن روز عذابت لحظه شماری میکنم!!!
دلم میخواد بنویسم !
بنویسم تا خالی بشم !
اما از چی ؟!
از این همه ظلم ؟!
از این همه وحشی گری ؟!
از باتومای توی دستشون ؟!
از چوب و چماقاشون ؟!
از کتک زدناشون ؟!
از اینکه 3 روز توی شوکم !!!
باور نداری ؟!
چرا میتونی باور کنی !
چون فکر نمیکنم کسی نباشه که توی شوک نباشه !
ولی خیلی خوشحالم !
خیلی خیلی خوشحالم !
خوشحال از اینکه ر.ا.ی دادم !
میدونم فایده نداشت ولی لااقل اونا فهمیدن !
اونا باید میفهمیدن !
شنبه صبح وقتی شوهرخاله زنگید و از خواب بیدارم کرد و گفت پاشو ببین چیشده هی میگی مو.سو.ی !!!(ایشون طرف مقابل تشریف داشتن)
فقط بهش گفتم تقلب شده !
خندید و قطع کرد !
مامانم اومد بالای سرم !
گفت فهمیدی ؟!
گفتم حالا مگه اختلافشون چقدر ه ؟!
چه خوش خیال !
فکر میکردم نهایتش 2 میلیون اختلاف باشه !
وقتی مامانم گفت 10 میلیون انگار بهم شوک وارد کردن !
پریدم پای تی وی !
درست بود !
10 میلیون اختلاف ؟!
چطور یه شب تا صبح 30 میلیون شمارش شد اما تا عصر فقط 4 میلیون بقیش شمرده شد ؟!
چطور اخبار ساعت 2 اعلام کرد ره.بر پیام فرستادن و به دست ما نرسیده و تا شب کش داد قضیه رو !
چطور هنوز تموم نشده شمارش ایشون پیام تبریک فرستادن و نخوندنش تا شب ؟!
بقیش رو هم که میدونین !
اصلا حال درست و حسابی ندارم !
واقعا گیجم !
شنبه و یکشنبه عین دیوونه ها فقط در و دیوار نگاه میکردم !
گاهی یه خبری میخوندم !
یه فحشی نثارشون میکردم !
داد میزدم !
دوشنبه یکم بهتر شدم !
اما همچنان گیج بودم !
رفتم کیک بخرم واسه داداشی !
تولدش بود بیچاره !
فیش رو گرفتم که برم صندوق پرداخت کنم !
فکر میکنی به جای صندوق کجا رفتم ایستادم ؟!
رفتم اونطرف که شیرینی میفروشه ایستادم فکر کردم صندوق ه !!!!!!!!!!!!!!
هرچی فکرش رو میکنم نمیفهمم چرا نفهمیدم اونجا صندوق نیست !
بعد یه چند دقیقه آقاهه گفت خانوم ؟! فیش رو بدین صندوق !!!!
یوهو به خودم اومدم ! گفتم چی ؟!
یه نگاه کردم به دور و برم فهمیدم اشتباه ایستادم !!!
همچنان مبهوت به اطرافم نگاه میکردم !
نتونستم امتحان بخونم !
یه دور خوندم !
اونم به زوووور !
کلی دلم واسه بچه ها تنگ شده بود !
احساس دلتنگی هم به همه اون حس های مزخرف وجودم اضافه شد !
نمیدونستم خوشحال باشم یا ناراحت !
اما مثل همیشه میخندیدم !
میخندم !
چیکار کنم ؟!
اول همه نی.ما رو دیدم !
با یه دست شکسته !
همچنان مات نگاش کردم !
اما نشد ازش بپرسم چیشده !
اما احتمال میدم باتوم خورده باشه !
بعد هم بقیه !
خوشحال – ناراحت !
کدومش ؟!
نشد با هیچکی حرف بزنم !
همچنان مبهوت !
هیچکدوم سوال ها رو بلد نبودم !
نه اینکه بلد نباشم !
نمیفهمیدم چی نوشته !
هنگ بودم !
هنگ کامل !
اگه نمره نده پاس نمیشم !
تولد معصوم بود !
اما از خوشحالی من جایی خبری نبود !
توی راه !
سوار اتوبوس بودم !
یوهو به خودم اومدم دیدم یه خانوم داره باهام حرف میزنه !
یکم نگاش کردم !
بعد یکم وقت فهمیدم داره بهم میگه میشه یکم بری بالاتر ؟!
فقط نگاش کردم !
اومدم خونه !
داشتم با ندا چت میکردم !
ندا یه چیزی میگفت من یه چیزی دیگه میخوندم !
میترسم !
بدجوری بهم ریختم !
با این اوضاع قشنگ روحی نشستم فیلم محیا رو دیدم !
دیدیش ؟!
داغون شدم !
ولی نمیدونم چرا این بغض لعنتی نمیترکه !
از صبح تا حالا که بچه ها رو دیدم دلم واسه تک تکشون تنگ شده !
توی این دو هفته عین خیالم نبودا !
خیلی بهشون عادت کردم !
اینجوری اصلا خوب نیست !
هنوزم مبهوتم !
این وضع تا کی ادامه داره ؟!
یه بند فقط دارم گوش میدم :::
مرد ایران منه
حامی همیشگی
می.ر حس.ین م.وس.وی
* کاش لااقل بودی تا وجودت یکم باعث آرامشم بشه ! هرچند میدونم بی فایدس !
روز بعد نوشت ::
نی.ما همکلاسیم توی این تظا.هرات ها دستش شکسته !
هنوز جریان کاملش رو نمیدونم ولی کلی به خاطرش ناراحت شدم!![]()
دمش گرم !
آخه چقدر دروغ ؟!
چقدر تزویر ؟!
چقدر ریا ؟!
چقدر تقلب ؟!
تا کی میخواین فرض کنین مردم هیچی نمیفهمن ؟!
خجالت نمیکشین ؟!
چرا جرات ندارین sms ها رو وصل کنین ؟!
چرا میترسین ؟!
همتون خوب میدونین مردم منتظر تلنگرن !!
داغونم .داغون !
سلام !
چطورین ؟!؟
میدونم که همتون این چیزا را میدونین ولی منم خواستم گفته باشم .
* روز انت.خابا.ت حتما خودتون خود.کار ببرین و از خو.دکارای حو.زه استفاده نکنین !
** از بردن هر وسیله س.ب.ز یا پوشیدن هرگونه لباس س.ب.ز خودداری کنین !
*** نام مهن.دس مو.س.وی را به صورت کامل بنویسید >>"می.ر حسی.ن مو.س.و.ی خام.نه "
"به امید ایرانی سبز و جاودان"
/cake3salegi.jpg)
۳ سال پیش !
چنین روزی !
درگیر امتحانام بودم !
دوم دبیرستان !
اون موقع ها حال درست و حسابی نداشتم !
به نوشتم وارد نبودم !
اما نوشتم !
نوشتم تا یاد بگیرم !
نوشتم تا خالی بشم !
از اون روز شد همه زندگیم !
توی این ۳ سال کلییییییییییی دوست خوب پیدا کردم !![]()
دوستایی که هیچ موقع با دنیا عوضشون نمیکنم !![]()
دوستایی که معرفتشون ۱۰۰۰ برابر و دوستیشون خیلی خیلییییییی بهتر دوستیای دنیای حقیقی ه !![]()
از همون روزا بود که این دنیای مجازی شد دنیای حقیقی من !![]()
شد زندگیم !
مدام نوشتم !
دو بار هک شد !
اما بازم کم نیووردم !
توی یک سالی که کن.کور داشتم همه خوشیم این بود بشه جمعه !
جمعه ها !
عصر به عصر !
با خوندن کامنتای دوستام کلیییی انرژی میگرفتم !![]()
۳ سال باهاش زندگی کردم !
خیلی فکر کردم !
خیلی خواستم عوضش کنم !
مخصوصا حالا که خیلی خیلی در معرض لو رفتنم !![]()
اما دلم نیومد !
نمیدونمم باید چیکار کنم !
اما در هرحال خوشحال تر از همیشه ام به خاطر داشتن بلاگیم![]()
به خاطر داشتن دوستای خوبی مثل شما![]()
بلاگی من ۳ سالگیت مبارک![]()
پ.ن : ۳شنبه تحویل پروژه دارم ! یکم کار سختام مونده !فهیم گفت فردا میاد کمکم ! واسم دعا کنین به خوبی تموم بشه تا برسم بیام آپ کنم !![]()
* همه پروژه هام مونده ! هیچ کاری نکردم ! حوصله هیچ کاری هم ندارم ! بهشونم که فکر میکنم اعصابم میریزه بهم ! داغون شدم !![]()
* تعادل روانیم رو از دست دادم !
من آدمیم که در لحظه میتونم تغییر کنم ! یوهو خوبم عصبی میشم یا برعکس ! اما خب خیلی کم پیش میاد ! اما حالا ..... !! خیلی شدت پیدا کرده ! خودمم نمیفهمم چه جوریم ! شاید در عرض یه ربع 10 بار تغییر حالت بدم !
اصلا اصلا تعادل ندارم ! نمیفهمم چه مرگمه ! نمیدونم باید چیکار کنم ! فکر کنم بهم بگن دیوونه،نه ؟!
حتی بچه ها هم فهمیدن ! یکیشون گفت تو چرا اینجوری ؟! در لحظه تغییر میکنی ! تازگی فهمیده ! اونم به خاطر اینه که واقعا شدتش بیشتر شده !![]()
* میخوام ر.ا.ی بدم ! افتخار میکنم که میخوام ر.ا.ی بدم !
قرار نبود ر.ا.ی بدم ! خواهشا جبهه نگیرین ! من کاری به وظیفه ملی بودنش ندارم ! این چندتا مهری هم که توی شناسنامم هستش را به زور بقیه رفتم ! که خب البته همش سفید بوده !
هزار بار هم میخواستم عوضش کنم اما خووب میدونی دردسر داره ! اگه هم میگفتم نمیخوام ر.ا.ی بدم واسه یه سری مسائل اعتقادیم بوده ! چون اینکار جنبه حق الناس داره !
اما اینبار خیلی فرق میکنه ! همتون خوب میدونین ! واسه همین آروم آروم به بابام گفتم ! گفتم میای بریم ر.ا.ی بدیم ؟! گفت باشه ! منو میگی خرکیف شدم !
گفتم جدا ؟! گفت آره ! گفتم پس مامانم باید بیاد ! گفت باشه !
کلی با تعجب نگاش کردم !
اونم بابای منی که مخالف 100 % !فهمید ! گفت 8 سال امتحان پس داد ! 8 سال کارش رو دیدم ! تایید شدس !
واسه همینه این کارو میکنم ! واقعا نمیخواین بزارین که 4 سال دیگه بدبخت بشیم ؟! تازه به مامانی اینا و دایی کوچیکه هم گفت باید بیاین !
و این واسه اولین بار که با رضایت و غرور میخوام ر.ا.ی بدم !![]()
* خدایا ؟! خودشم گفت ! داره امتحان پس میده ؟!
پس خودت توان مقاومتش رو بهش بده ! من بهش ایمان دارم ! به خودش !
به توانایی هاش !
به عشقش !
پس کمکش کن
* خدا ؟! مرسی به خاطر اخلاق خوبی که بهم دادی ! ممنونتم !![]()
![]()
* تعبیر اون خواب ؟! خوردن شکلات توی خواب تعبیر خوبی نداره مگه نه ؟!
ولی اون خواب سراسر خوبی بود ! چی میخواد بشه ؟!![]()
*خاک بر سراشون که ف.ی.س ب.و.ک رو فی.لتر کردن !![]()
* دلم یه تنوع میخواد ! یه هیجان ! کجا میشه پیداش کرد ؟!![]()
ادامه مطلب....
* ندا ؟! عاشقتم
! خیلی خیلی خیلیییییییییی خوشحال شدم ! آره تعبییر خوابت بود !
تو خیلی پاک و ماه و مهربونی
! کلی به حالت غبطه خوردم
! این چند روز توی آسمونا بودم ! نمیدونم چه جوری بگم ولی بیشتر از اونی که فکرش رو بکنی خوشحالم ! اینقدر که زبونم بند اومده بود ! بچه ها فکر میکردن ناراحتم ! سحر گفت چه مرگته ل.ی.ل.ا ! گفتم اینقدر خوشحالم نمیدونم چی بگم ! اونا هم کلی خوشحال شدن ! قربونت برم من .![]()
* دقیقا همین هفته ای که من کلی کار داشتم خاله خانوم از ته.ران تشریف آورده بودن !
هرروز مهمونی بودم ! یه بیچارگی بود ! ولی کلی خوش گذشت ! البته خستگیاش به کنار !![]()
* الهام میگه من ل.ی.ل.ا رو تاییدش میکنم ! دختر خووفیه ! خورده شیشه هم نداره ! ![]()
مامانم میگه خب به من رفته !![]()
الهام برگشته میگه نه !!!!!!!!![]()
خداییی تو کف موندم ! بیچاره مامان من به مظلومی و خوبی مشهوره ! درست الهام کلا با آدم شوهر مشکل داره اما آخه چه جوری تونستی به خواهرشوهرت این حرفو بزنی ؟!اونم جلو این همه آدم شوهر ؟!![]()
خالم میگه نه به عمش رفته ! زبونش !
گفتم نه خاله ! اشتباه کردی ! زبونم به شما رفته !![]()
* منم از این پارچه سبزا میخوام خب ! بابا میگه نننننننه ! گناه دارم من !![]()
*یه سری از کارهای ما از اول سال تا حالا سیاه و سفید بود ! بعد یه کار رنگی داشتیم این هفته ! منم برداشتم ن.ا.ر.ن.ج.ی.ش کردم و بردم !
تا بردم نشون استادمون دادم(مد.یر گرو.ه.م میشه) گفت آخرش تو یه کاریتو ن.ا.ر.ن.ج.ی کردی ؟!اینقدر خندیدیم !![]()
* خاله خانوم اینقدر بارم کردن ! آخه همش ن.ا.ر.ج.ی میپوشیدم این هفته !
کلیییی چیز بهم گفت ! خب دوست دارم ! تازه اون نسرین هم جو گرفتش هییی گفت !
خب دوست دارم![]()
* خیلی بده آدمی که شاده وقتی یه روز غمگین باشه همه بفهمن !
اینقدری که سر کلاس هیچ حرفی نزنم ! استادمونم(مد.یر گر.وه) برگشت گفت چته تو امروز آرومی ؟! گفتم اعصابم خورده ! گفت جدی ؟!![]()
* کلیییییییییییییی کیف کردم وقتی دیدم م.ی.ر ح.س.ی.ن م.و.س.و.ی کار.شن.اسی ار.شد م.ع.م.ا.ر.ی داره !![]()
![]()
پ.ن : ببخشید این چند وقت نبودم ! کم کم میام سر میزنم بهتون![]()
ادامه مطلب......