`·.*_نارنجی_*.·´
برای دیدن روز عذابت لحظه شماری میکنم!!!
*
مق*دمات طرا*حی (1) 5 واحد
بیا*ن معم*اری (1) 2 واحد
هند*سه منا*ظر و مرا*یا 2 واحد
مصا*لح ساخ*تمانی 2 واحد
ریا*ضیا*ت و آم*ار 3 واحد
تاریخ تحلیلی صدر اسلام 2 واحد
قرائت قرآن 1 واحد
-------------------------
17 واحد
*ببخشید اگه خیلی * گذاشتم!چون بچه های ما اینجور کلمه ها را زیاد سرچ میکنن مجبورم!![]()
*عمرا اگه بیشتر از این واحد بردارم!فقط هم 1 روز توی هفته تعطیلم!![]()
* من:: فهیم چرا هیچکی منو دوست نداره؟!
فهیم::شاید چون قیافت خیلی بچه گونه و کمتر از سن واقعیت میزنه همه فکر میکنن بچه ای !
من :::
ممنون!!!!!!!!!!!!!!!
*من و فهیم در حالی که داریم کنار خیابون می دوویم که به اتوبوس برسیم
(خب چیکار کنیم دیرمون بود)در حالی که داریم جلف ترین کار ممکن رو انجام میدیم
::
من(دارم با خودم میگم
)::این صدای ضبط کدوم ماشین ه؟!
عجب آهنگ جلفی!![]()
همونطور دارم میدوم و صدا نیز همچنان رو به بلندتر شدن میره !
من(باز در همون حالت)::واااااااااااا!این آهنگ مال کیه پس!؟
این ماشینا که کسی توش نیست !![]()
من ::: ![]()
![]()
![]()
بله بله !اون آهنگ صدای گوشی خودم بود!
بعد از 2 ساعت تازه فهمیدم!صدای زنگی بود که مامانم بهم میزنگید !
بعد به دلیل اینکه گوشیای من از بس زنگ نخوردن تار عنکبوت بستن
و اصلا تشخیص نمیدم صداشونو و یادم رفته چی بود زنگشون،نمیتونمم تشخیص بدم که گوشیم بعد سال ها داره زنگ میخوره !![]()
*من و فهیم و بَن بَن !
فهیم : بن بن من دیروز داشتم به مهندس م ....(منظورش من بودم
)میگفتم که نرده های زیرگذر جدیدی که از بزرگمهر رد میشه رنگ خیلی بدی داره!
آدم احساس مُردگی میکنه!![]()
بن بن:جدا؟!تا حالا دقت نکرده بودم!یادم باشه دقت کنم!![]()
من : مهندس اصلا این زیرگذری که زدن خیلی افتضاحه!
نه تنها به روان شدن ترافیک کمک نکرد بلکه یه چیز خیلی بیخودی از آب در اومد!احتمالا کار دست مهندسین عم*ران بوده!!!!![]()
بن بن ::
الان اگه یکی از اینایی که تو سرویس بود عمرانی بود چی؟!![]()
من : خب باشه!به من چه !کار را درست انجام بدن!![]()
.
.
.
.
این چرت و پرت گفتنا تا موقع پیاده شدن از سرویس وجود داشت!!!بن بن که از بس خندید اشک از چشماش میومد !
من که دل درد مُردم دیگه!![]()
*سه شنبه صبح که بیدار شدم دیدم یکم گلوم درد میکنه!
ساعت 9:30 بود یه قرص خوردم!
ساعت 11:30 دوباره !
بعد بسییییییییار خوابم گرفت!
عصر ساعت 5 دوباره یکی !شب ساعت 11 دوباره !صبح دوباره یکی !ظهرش ! شبش !فردا صبح یه کپسول ! اما هنوز خوب نشدم!خب چقدر دیگه قرص بخورم!؟خب حوصله سرما خوردگی ندارم !![]()
*یکی از اساتید محترم که این ترم درس اصلی پسرها را دارن جدیدا کشف کردم پسر دوست بابام ه!
میخوام برم جلو و خودمو معرفی کنم!اما میترسم بلند بشم با کلی کلاس برم جلو پسرا و بگم و اونم نشناسه من ضایع بشم!
حالا چیکار کنم!؟
*بازم زنده رود دوست داشتنی ما!
رضا رویگری!حاج آقا سرلک!کامران نجف زاده!حامد بهداد!اول با دیدن نجف زاده اعلام نمودم که من حتما باید برم ببینمشون
بعد دیگه با دیدن حامد بهداد و شیرین زبونیش گفتم 100% !
کلام اولش رو با یادی از ارحام صدر شروع کرد!بازی خوبی داره !بازیگر توانایی !روون حرف میزنه !اینا فقط چیزایی بود که من از فیلماش فهمیده بودم!
اما شیرین زبونی ِ زیییییییییییییادش و قدرت بیان بالا و راحت و خودمونی و سطح بالای سوادش چیزایی بود که توی برنامه زنده رود خودشون رو نشون دادن!
همینطور تفکرای جالبش !
این سری خیلی خیلی خلوت بود دم صدا و سیما !
که البته اونجا طی گفتمانی که با یکی دو نفر داشتم متوجه این شدیم که امروز فوتبال و به خاطر همین خلوت ه!
اول از همه رشید پور اومد!بر عکس همیشه کلیییییییییییییییی ایستاد و حرفید !
همون موقع یکی یه دفتر داد واسش امضا کنه !
گفتم:آقای رشیدپور یه 30 تا امضا بکنین بعد از روی اون کپی میگیریم!![]()
همه :![]()
![]()
![]()
رشیدپور:![]()
گفتم : آقای رشید پور آقای بهداد چرا نیومدن ؟!![]()
گفت : داره میاد !![]()
گفتم: همیشه هم زود بیاین بیرون که خلوت باشه و از اون یکی در هم فرار نکنین !![]()
گفت : بااشششششششششششششه
!(دقیقا همین شکلی)!![]()
رشیدپور خفن استقلالی ه!گفتم :ایشالا پیروزی میبره !
رشیدپور :![]()
بعدش هم دیگه کلی تیکه انداختم به همه!![]()
حامد بهداد اومد!یه دختری چناااااااااااان اون وسط گریه میکرد
و به حامد میگفت پیاده شو که همه متعجب مونده بودیم آیا چیشده
!ولی خب معلوم بود چیشده
!اما چون دیرش بود پیاده نشد!خب حقم داشت!توی اون شلوغی!بین اون همه آدم و دختر !میتونه دلیل قانع کننده ای باشه که حتی شیشه ماشین رو پایین نیاره!
اما با همون خنده هاش با همون جواب دادناش از پشت شیشه میشد فهمید چه آدمی ه!
خیلی بهتر از یه سری بود که با اخم و به زور،سرتکون دادن جواب مردم را میدن!
البته من با شناختی که از قبل توسط ندا ازش داشتم میدونستم چه جور آدمی ه!![]()
آخر هم کامران نجف زاده !مثل همیشه خوشرو!خنده رو!
گفتم: ممنون از خبرای خوبتون!
گفت خواهش میکنم !![]()
بعد هم یه امضا که میبینین عکسشو !آخه دیدم همه دارن امضا میگیرن منم جو گیر شدم یه برگه از یه دختر گرفتم دادم امضا کنه!
حالا که فکرشو میکنم میبینم آیا من واسه چی این حرکت را انجام دادم ؟!
خیلیییییییییییییی کار بدی بود !!!![]()
![]()
زود رفتن!چون بلیط داشتن همشون!غیر از رشیدپور که به قول خودش به دلیل شجاعت بالاش با هواپیما نمیره!همیشه با ماشین خودش میاد!![]()
خلاصه که خوب بود!
![]()
نوشته به لیلا خواهرم !
*چند روز به هرکدوم از بچه ها که فکر میکنم همون موقع آنلاین میشه !![]()
![]()
*مامانی مهمونی کرده بود بازم!ایندفعه آرشی اینا!سلام،خدافظی !چقدر جالب !جفتمون دیگه حال و حوصله نداریم !![]()
*یادت باشه منتظر ِ اون که میگه دردت ُ میدونه نشی !
![]()
روز عشقتونم مبارک !![]()
امروزم رفت جز گندترین روزای زندگیم!
چقدر خواستم برم یه جایی!
شاید یکم تلاش کردن اما .........!
من به چه زبونی باید بگم از باغ نسرین خوشم نمیاد؟!
حرف ۱ روز و ۲ روزم نیست!
۲ سال دارم میگم!
چرا نمیفهمین!
گند زدین به تعطیلیم!
خرابش کردین!
راحت شدین!؟
حالا فردا بقیشون قشون کشی میکنن تو اخلاقت بده!
تو هیچی نمیفهمی!
تو اِلی ، بِلی ، جیمبلی!
قبول شماها همتون خوبین که هرچی دایی کوچیکه میگه گوش میدین!
زوری زوری به خودتون خوش میگذرونین!
من اینجوری قبول ندارم!
نمیخوام قبول داشته باشم!
چرا نمیفهمین!؟
فقط تو یکم طرفم بودی!
حالا توام برگشتی میگی تا وقتی میشی پای کامی و نت و کوفت زهرمار انحراف اخلاقی پیدا کردی؟!
من انحراف اخلاقی دارم!؟
من که ۱ سال هیچی نگفتم و باهاتون ساختم؟!
فقط واسه اینکه نمیتونم مثل شما فکر کنم!؟
باشه قبول!
*نمیدونی چقدر دلم واست تنگ ه!
نمیدونم چرا جای خالیت اینقدر زیاد شده!
چرا هرروز یه خلا بزرگتر حس میکنم!
نازنینم جای تو دشت خداست .......!![]()
*آخه شما خجالت نمیکشین به مامان من میگین بازم بچه دار بشو؟!
نه خدایی خجالت نمیکشین؟!
من 19 سالم!داداشم 14 سالش!بعد حالا این وسط یوهو یه بچه .......بی ییی ببب!خدایاااااااااا غلط کردم!
هرجور میدونی!اما خب آخه ........!![]()
*همون وسط جلوی اونا ستاره رفته شال رنگی رنگی و جینگولکی منو برداشته آورده بازی کنه!!!!!
به خالم میگم به این بچت بگو این ابزارات لهو و لعب
را جلوی اینا نیاره زشتتتتتتتتته!
منو چه به این حرفا!![]()
*گفتم عمو پورنگ میاد شهر بهم میریزه!من از اونجایی که شب قبل تا 6:30 صبح
بیدار بودم اصلا حسش نبود که بخوام برم!
بعدشم طی تجربه های قبلی که داشتم و رفته بودم میدونستم چه افتضاحی ه!
نقش جهان به اون بزرگی پر آدم بود!رو*یان*یان هم اومده بود!برنامه تا 4 عصر بود انگاری!یعنی من از تلویزیون میدیدم!خیلی بهتر از این بود بخوام برم اونجا وایسم!
اونم توی اون جمعیت!فکر کنم از 10 صبح مردم رفته بودن!
خدایی واسه نماز*جمعه اینقدر شلوغ نمیشه ها!!
اما خب تا ساعت 7 عصر هنوز مردم داشتن پیاده از نقش جهان برمیگشتن!
خیلیییییییی آدم بودا!نمیدونم دیدی یا نه!یه عکس گرفتم ولی کیفیتش خوب نیست!تازه خیابونای اطرافم کاملا بسته بودن!فقط آدم میتونست رفت و آمد کنه!کلا بهم ریخته بود اینجا!![]()
*آی این سری دلم واسه زلیخا سوخت ،سوخت که حد نداشت!مادرش بمیره اینجوری نباشه!
گناه داره بنده خدا!کاش زودتر زن یوسف بشه یکم باحال بشه!
*اینقدر کیف داد پنجشنبه شب تا صبح جمعه بیدار بودم!
خدایی اصلا نمیفهمیدم زمان چطوری میگذره!چتیدن با یه دوست خیلی قدیمی که الان خودت و راهت و زندگیتو مدیونشی بعد از چندین ماه(شایدم 1 سال)خیلی بهت فاز میده!شاید الان به اندازه خودش معروف باشه ولی ارزشش واسه من خیلی بالاتر و بیشتر از ایناس!امیدوارم روز به روز موفق تر بشه!
امیدوارم هرچی از خدا میخواد خدا بهش بده!
خیلی بهم مزه داد!وقتی میدیدم اینقدر بهم اعتماد داره که یه سری چیزایی که کسی نباید بدونه را بهم میگفت!اونم شاید توی این زمونه.....!
وقتی یه سری کارایی را میدادشون بهم که ..............!
*کلی از پنجشنبه شب شادان شادان بودم و پر انرژییییییییییییییی!
کلی واسه فهیم و بچه ها تعریف کردم!کسی که فقط به اسم میشناختیم عکسشو دیدیم!
فهیمم نظر منو داشت!اگه میشد بیای دانشگاه ما!
حیف که ممکن ه واست دردسر ساز بشه!خودت که هیچ اگه اون دوست قدیمی من هم میومد عااااااالییییییییییییی میشد!
همش.....!کاش زودتر زودتر کاراتون درست بشه که آدم بتونه راحت بحرفه!
نمیدونم چرا اینقدر ذوق کردم!با اینکه اینقدر غد و مغروری!![]()
![]()
*روز اول ترم دوم اصلا خوب نبود!
نمیدونم شاید به خاطر اون اس ام اس از دوستم اینجوری سگی شدم!
اما آخه دلیلی نداشت اون فقط یه اس ام اس ازم میخواست!
اما بد سگی شدم!از حرفای این دختر مدیر گروهمونم هوچی نفهمیدم!
خدا به دادمون برسه که این درس 5 واحدی را میخواد چیکار کنه!من میخوام چیکار کنم!
هییی این فهیم گفت با همین برداریم!مثل سگ پشیمونم!![]()
*چقدر جای دختر عمو توی کلاسا خالی بود!
فقط توی یک کلاس با همیم!![]()
*خاله فهیم گفته بود چقدر لیلا باحاله!
چقدر روابط عمومی بالایی داره و دختر اجتماعی ه!
آیییییییییییییییییی ذوق کردم!
آخه چند شب پیش هم سر یه جریانی یکی از دوستای دیگم بهم گفت!![]()
*جدیدا پی بردم چهره شناسیم خوبه!یعنی شما عکس بده من میگم طرفت چه جوریی ه!
اعتماد به نفسو داری؟!![]()
*نمیدونم تا حالا شده برنامه پیک هفته شبکه استانی اصفهان دیده باشی یا نه!ولی هرچی که هست خوبه!
دقیقا دست میزاره روی مسائلی که الان واقعا معزل(درست نوشتم؟)شده توی جامعه!مخصوصا این یکی دو هفته اخیر برنامه هاش واقعا جالب شده!
اینم سایتش اما خوب اصلا ربطی به برنامه های تلویزیونیش نداره و جالب نیست!(پیک هفته)
*دلداده را دیدم!چقدر خنده دار بود!
دیوونه اون یه تیکه ایش شدم که جواد رضویان میخوند!![]()
خیلیییی نازه!
*پورنگ تا زمانی که تهران بود و میحرفید میگفت میدون نقش جهان!
بعد جمعه صبح که اومد زنده رود و بعدازظهر هم رفت نقش جهان همش میگفت میدان*امام*اصفهان!
در عرض یک روز چه تحولی به وجود اومده؟!
آخه تابلو بازی تا این حد که بهش گفته بودن نگو نقش جهان!؟
(الان واقعا وبلاگم ممکن است فی*لتر بشود)![]()
![]()
آیا کسی فداکاری میکند ولنتاین برای من هدیه بخرد؟!
جواب سوالات امتحانی
یه زا آدِمی بی معنی : یه مشت آدم بی معنی
بعضی اون بار: بهتر از دفعه قبل
قالْ چاقْ شد : (نمیدونم)
زیاتی: زیادی
راستی رو نونْوایْ : صاف جلوی نانوایی
چنگولی: با زور انگشت ها یه جایی را گرفتن
سیفید: سفید
زَفتُ و ز ِلا :جمع و جور کردن
نه به اَبِلْفضل: نه به حضرت ابوالفضل
میزُکِد:جر و بحث میکنه
هیر هیر و تار تار : هر هر و کر کر
الای جونم مرگ شی: الهی بمیری
صُبا که روشْنا میشِد: صبحها که هوا روشن میشود
آ یه وخ من پسُ پیشم: یه وقت من به موقع سرقرار نیستم
همسادامون : همسایه هامون
لامپُ بیگیرون: لامپ را روشن کن
چَندی نُنُرِسْ: چقدر لوسه
سیمْنما: سینما
همچینِکی: اینجوری
چلندُچار میگِد: مزخرف میگه ،دری وری میگه
بندی دلم گو سوخت: بند دلم پاره شد
آ به دلی خوش: و به دل خوش
میجورَمِش: پیداش می کنم
پشتُ پسلا: اون پشت مُشت ها
چَقَد خیگِس=چقدر چاق ِ
آی چیچی عارُ نَنْگِس: وای که چقدر زشته
یه اشکه چی: یه ذره چی
هوا چمچمالس: هوا رو به سردیه
وِلُ وادِرا: آدم بی حیا و بی بند و بار
دییونه: دیوونه
اونِسْتاشا: اوناهاش
جِزی جیگر بیگیری: جز جگر بزنی(یه نفرینه)
نیمیش نُو ِد: نمی شنود
میسگولِدا: پاره میشه ها
آسِّکی: پنهانی و آرام
میگَماوا=میگم آ
یُخده: یه ذره
جُمعَوا:روز جمعه
عَوِضُ دُگِز: عوض کردن
هَمُ دو: با هم
اِزکودورا: از کدام طرف؟
مالی اِز ما بِیْتِرونِس: مال از ما بهترون است
نیمیباس: نباید
آمیزَلی: آقا میرزا علی
بِخیالِدِس: به خیالته؟
وَری مَنِس: پیش ِ من ه!
شُلُ شیویل: شل و ول
گولووام: گلو ام
تیارت: تئاتر
پَلان: پِلان (اینو مطمئن نیستم)
مِگِز: مگس
پاچه خیزک: (نمیدونم)
چوری: جوجه،گنجشک
پِشه کوری: یه نوع پشه
دیدین چه لهجه قشنگی دارم من!
البته یه سریش دیگه خیلی زیادی لهجه داره!بیشتر مامان بزرگا استفاده میکنن!![]()
*بالاخره اتاق جانمان تمیز گردید!
به جون خودم اگه دیگه بزارم کسی پاشو توی اتاق من بزاره!
ستاره میاد عروسک برمیداره بعد پرت میکنه وسط اتاق و میره!داداشم میاد هرچیزی میخواد برمیداره بعد پرت میکنه و میره!خلاصه هرکی هرچیزی دم دستش زیادی کنه میاد میندازه توی اتاق منو و میره!
اینم شانس من ه دیگه!
*یه بارونی اومد یکشنبه!
میخواستیم با فهیم بریم بیرون که نیومد!بعد به شوهرخاله جان زنگولیدم میای منو ببری کوه؟!
گفت بزار بیام خونه بهت میگم!بعد که اومد نبردم!
میگه جمعه صبح!میگم جمعه میخوام چیییییییییییییییییکار آخه!؟حالا توی بارون میخوام!
هیچکی منو دوست نداله!![]()
*ای خدا مگه غیر از اینه که من یه هفته تعطیلم!؟خب چرا نمیزارین بخوابم؟!ساعت 9-9:30 که میشه چشامو باز میکنم میبینم یکی داره کنارم وول میخوره!
درست ه دیگه!ستاره که به آدم اجازه خواب نمیده!![]()
*وقتی یه حرفی به یکی میزنم و ازش میخوام یه کاری انجام بده تا میزنه زیرش اینقدر لجم میگیره!
دلم میخواد بزنم تو سرش!دقیقا مثل حالا که از یک ماه پیش به دایی کوچیکه گفتم واسه انتخاب واحد من باید اینجا باشیا!درست ه که خودم واردم و بلدم اما خب دفعه اولم بود!تازه به فهیمم گفته بودم بیاد اینجا!دقیقا 2 روز قبلش حتما باید ول کنه و از اصفهان بره بیرون!!!!!
خب آدم کلی حرصش میگیره!مخصوصا وقتی کارش گیر میکنه یاد من میوفته!!!
منم همون موقع که اومد و یعنی میخواست از دلم در بیاره کلی با جدیت و شدت خشم گفتم برو بیرون تا یه چیزی از دهنم بیرون نیومده و بهت نگفتم!!!
اونم رفت!الانم احتمالا باهاش قهرم!!![]()
*فقط خدا میدونه من و فهیم چقدر واسه انتخاب واحد استرس و مصیبت کشیدیم!
عمومیا که همه پر شده بود!حالا به جهنم!ما واسه اختصاصیامونم انتخابامون محدود ه!!!دختر و پسر هم که جدا شده و فقط توی 2 تا کلاس با هم هستن!خب معلومه چه خبر دیگه!حالا خدا را شکر من و فهیم جز نفرات اولی بودیم که فایل هامون باز میشد!
اما سحر و بن بن و دختر عمو جز ساعت بعدی بودن!خب خیلی حرص داشت!فکر میکنم فقط با دختر عمو نیستیم!چون 4 تاییمون با هم افتادیم!البته من و فهیم تونستیم 17 واحد برداریم و بَن بَن و سحر 15 تا!امیدوارم توی حذف و اضافه درست بشه!البته بیشتر از این نیازی ندارم!!!
خدا کنه اون روزایی که ما میخوایم هوچی ارائه ندن!خب فهیم میخواد ۲واحد دیگه عمومی برداره اما من حوصلشو ندارم!![]()
*یه روز من فهیم و زهره و داداشی رفتیم بیرون!
کلییییی خندیدیم!خب معلومه 4 تا دیوونه بیوفتن بهم چی میشه دیگه!
چقدر موقع مانتو خریدن زهره خندیدیم!یه روزش هم من بودم و فهیم و خالش که هم اسم بنده میباشد و کلییییییییییی باحال ه مثل خودم!
دیگه اوج خندیدن و مسخره بازی درآوردن!![]()
*من هرجا میرم کلییییی آشنا میبینم!این سری فهیم دیگه کف کرد!برگشته میگه تو چقدر آشنا میبینی؟!
گفتم معروفیت خواهر!چیکار میشه کرد!![]()
*خواهر دوقلوی گوگولیمو دیدم!بعد هی دیدم چرا اون منو نمیشناسه!
کلی متعجبانه بودم!یوهو برگشتم گفتم گوگولی؟!گفت نه من خواهرشم!!!!
تا 2 ساعت کوب کرده بودم
و میخندیدم!شبییییییییییییییییه!!!![]()
*اینقدر خوشحالم که شنبه میرم دانشگاه!!!
دارم توی خونه دق میکنم!هرچند تا ظهر خوابم ، عصرها هم بیرونم!
تازه کلیییییی هم دلم واسه بچه ها تنگولیده!![]()
*چند روز پیش زهره واسه ستاره چی پلت میخره بعد سرکه نمکی هم بوده!ستاره یکمش را که میخوره دهنش شروع میکنه به سوختن از ترشی!بعد یوهو به زهره میگه "چرا یه چیز خوب نخریدی؟!"!!!![]()
قلمبه ی فسقلی معلوم نیست این حرفا را از کجا میاره!بچه 2 ساله!![]()
*چند شب پیش نصف شب بود دیدم یوهو یه چیزی خورد به شیشه اتاقم!به روی خودم نیووردم چون یکی دوبار دیگه هم همینطور شده بود!بعد یکم وقت دیدم یه چیزی خورد به شیشه و انگار با دستاش آوییزوونه شیشه بود همینجور کشیده شد پایین!
ترسیدما!!نزدیک بود سکته کنم!
ساعت۲ بود!رفتم مامانمو بیدار کردم!آخه خودم جرات نکردم پرده را کنار بزنم!مامانم اومد دیدم پشت در چیزی نیست!بعد رفتیم پشت پنجره دیدم یه گربه وایساده و داره تو چشمامون نگاه میکنه!
پرووووو بووودا!بعد داشتم با گوگولی میحرفیدم!اونم شروع کرد!هی میگفت لیلا این جن بوده!
مطمئن باش جن بوده!خلاصه هرچی از جن ئ جد و آباد جن ها بود واسم تعریف کرد!![]()
*عمو پورنگ فردا ساعت ۳ میدون نقش جهان برنامه داره!اوووونم چییییییییییی!مسابقه!بچه ها ماشین تزیین کنن!اونم در رابطه با دهه *ف*ج*ر!!!!فردا کلا اینجا بهم ریختس!خدا بخیر بگذرونه!منم حسشُ داشته باشم میرم
!خب من فضولم باید ببینم چه خبر ه اونجا!![]()
این جمله را توی یه بلاگی دیدم دوست داشتم!![]()
« منم مجنون آن ليلا كه صد ليلاست مجنونش»![]()
ادامه مطلب....
سیلام
*4شنبه تحویل *پروژه *کارگاه بود!تا*یل یه سری خوب یه سری هم بد شده بود!از خودمم با اینکه صاف بود دوسش نداشتم!
اول گروه گروه صدا زد و کارها را دید!به کار من که رسید گفت قاب عالی،طرح خوب،ساخت هم خوب!
به فهیم گفت ساخت بد!در صورتی که از فهیم بهتر از من شده بود!
حتی نفهمید من و فهیم دادیم گچبر واسمون ترمیم کنه!نهایت هوشنگی یک استاد!![]()
*تو خونه تا تونستم هوار زدم تا آروم بشم اما فایده نداشت!![]()
*در کمال ناباوری فارسیمو بالا شدم!خیلیییی بالاتر از اونی که فکر میکردم!![]()
*5 شنبه رفتم دانشگاه!واسه شهریه شیما!اون گروه بودن!چقدر ماکتاشون خوشگل بود در صورتیکه این مردک هیچی یاد ما نداد!
*فقط یه لحظه!![]()
*یکی از استادای تر*بیت بد*نی،خواهر معلم دبستان داداشم ه!!!میخواستم باهاش کلاس بگیرم که دودرش کنم اما ساعتاش نمیخونه باهام!کلی دپ شدم!![]()
*چقدر خونه امین خوش گذشت!رضا،مسیح،علی،داداشم،معلم 3 ساله دبستانشون!آخییییی الان همشون 3 راهنمایین!![]()
*آخ جون دوباره زنده رود شروع شد!![]()
*نمره هام همش اومد!اون دختر مدیر گروهمون خیلی خیلیییییییی در حقم نامردی کرد!
فهیمم میگه کم داده بهت!مجبورم ترم دیگه را هم باهاش کلاس بگیرم!حیف....
*نمره های کار*گاه هم اومد!بهمون گفت این نمره هایی که الان بهتون میدم نمره نهایی نیست!در صورتی که الان همون نمره ها را توی سایت زده!همون نمره های گ چ را!!آشغاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال!
*نمره بن بن نمره گچش نیست!خیلی کمتر ه!!!معلوم نیست چیشده!![]()
*همه کلاسای عمومی که با ساعتای من هماهنگی داشت پر شده!من الان چه خاکی به سرم بریزم؟!![]()
*خونه دختر عمه مامان!زن عموی مامان خانوم گیییر دادن لیلا را شوهر بده!
وییییییییی من و خالم در اون لحظه داشتیم منفجر میشدیم
انگار همه مثل خودشونن که بگه من که نمیزارم دخترم بره دانشگاه!شوهرش میدم
تا کی میخوان بزارن فرهنگاشون همینجوری بمونه؟!![]()
*بچه ها را دیدم![]()
*این قالب ه چطوره؟!![]()
*بازم نزدیک بود دعوامون بشه!خب چرا اینجوریم ما![]()
*کسی میتونه معنی این کلمه ها را بفهمه؟!ماتیلدا را میدونم میدونه
ندا را هم بهش گفتم اما فکر نکنم یادش باشه
نسیمم که خودش اینجاست!ببینم کی معنی همشو بلده؟!

![]()
بعدا نوشت:من غلط کردم!ندا همه را یادش ه!
ادامه مطلب...
![]()
۲ تا از آلبوم های من!
خیلی ساده شده!
بهم نخندینا![]()
سومیش هم طرحش دیگه خیلی ضایع بود نزاشتم![]()
![]()
اینم یکی اسک*یس از شادی ه!
یکیش کرو*کی ه!
صفحه های داخل آلبومم!
حدود ۱۲۰-۱۳۰ تا برگه بود که همش کادر خوردن!
البته زحمتش را مامان خانوم کشیدن![]()
![]()
![]()
اینم برو*شور و ما*کتم!
بی ریخت شده ما*کتم!![]()
طرح و اندازه هاش از طرف استاد بود!
![]()
اینم کار یکی از بچه ها که به قول ندا سلیقه خوبی داره!![]()
کارش خوشگله
![]()
دوسش دارم!
![]()
اینم کار مهندس!همش با چ و ب درست شده!
خیلی قشنگ شده بود!
اما یکم زیادی بزرگ شده بود!![]()
![]()
اینم مال یکی از بچه ها بود که البته داده بود واسش یه نقاش کشیده بود!
![]()
اینم کار بَن بَن!
![]()
اینم مال سحر!
![]()
اینم واسه یکی دیگس!
*فکر میکنین با این کارای خوشگل به آل*بوم افتضاح من چه نمره ای بده؟!
*طرح روی آلبوم من روی کاغذ طرقی ها!رو مقوا عین کاغذ معمولی شده!
*اینا فقط نمونه ای از کارای خوب بودن!بقیه کارا معمولی بود!
*چند وقت ه حس میکنم بچه های دانش*گاه وبم را پیدا کردن و میان میخونن!تورو خدا اگه کسی هست بیاد بهم بگه!
مدیونه اگه نیاد بگه!
![]()
![]()
اینم برفی که چند روز پیش اومد!
*این تعطیلی بین دو ترم رو هم همش با فهیم بیرون می باشیم!کلی خوش میگذرانیم:دی
*رفتم پیش دانشگاهیم!میخواستم واسه یه بچه ها جزوه ببرم!اول دبیر شیمیمون را دیدم!خیلییییییییی خیلییییییییی تحویلم گرفت!بعدشم که در ِ کلاس داداش رضا باز شد و اومد بیاد بیرون که دید من رو به روش ایستادم!یوهو گفت سلاااااااااااااااااااااام خانوم مهندس!منم اینجوری
دیگه کلی سلام و احوال کردیم و از کارا و دانشگاه پرسید!اول سال هم یکی از پسرهای ترم بالایی را بهم معرفی کرد که واسه کارهام برم پیشش!اما من خجالت کشیدم!بعد بهم گفت رفتی؟!گفتم نه راستش رو م نشد!گفت نه واسه چی!چه دلیلی داره!حتما برو پیشش!خیلی بهت کمک میکنه!حتما برو پیشش و بگو من شاگرد مهندس ... بودم!(میخواستم بگم داداش رضا یکم دیگه تحویل بگیر خودتا
)البته مهندس هااا!فوق لیسانس داره!بعدشم کلی راهنماییم کرد
دلم واسش تنگیده بودا!دلم میخواد هرهفته برم![]()
*ممنونم ازت!ممنونم از اینکه گفتی واسه من همیشه وقت داری!کاش میشد بیشتر کمکم کنی!![]()
*واقعا باید به صدا*و*سیما تبریک گفت!چند روز بود تیزر(درست نوشتم؟:دی)عمارت*فرنگی پخش میشد!اسم کارگردانش را میزد محمد*رضا*وزیری!بعد از دو هفته حالا که پخش شده میزنه محمد*رضا*ورزی!واقعا باید به هوش و دقتشون تبریک گفت!چه فکرایی که نکردم!![]()
![]()
*بغض چاوشی را شنیدی؟!انگار واسه زندگی من گفته>>>>>بغض
*کلی بیچاره شدم تا پروژه*هندسم آماده شد!
بعدشم یادم رفت ازش عکس بگیرم!استاد بردش!کلی غصه خوردم!![]()
*امتحان زبانمم خوب شد!خوشحالم زیییییییاد!البته این خوشحالی زیاد دووم پیدا نکرد!چون نمرم که اومد فهمیدم چه گندی بالا آوردم!![]()
*چقدر خوب شد!به اندازه همه این 1 سال و نیمی که گریه نکرده بودم،گریه کردم و خالی شدم!![]()
*خیلی کیف داره وقتی با دوستاتی توی اون سرما بری توی پارک و بستنی بخوریو از سرما بلرزی!![]()
*با دوست جون حرفیدم!آخیییییییی چقدر ناراحت بود!کاش این 45 روز زود تموم بشه!![]()
*چقدر سر ِ زن دادن دایی کوچیکه خندیدیم!آخیییی کاش میشد!![]()
*با فهیم و بن بن داشتیم پیاده میرفتیم بعد توی یکی از مغازه ها دیدم رشید(همون کاراگاه رشید
)داره خرید میکنه!با گوشیشم میحرفید!فهیم جلوتر بود گفتم بچه ها رشید!فهیم گفت لیلا بزار من برگردم ببینمش و آخرین باری که دیدمش چندسال پیش بود!
برگشتیم،بعد یوهو همونجور که داشت با گوشیش میحرفید سرشو آورد بالا!منم دقیقا روبه روش بودم!
دستمو به نشون سلام کردن بردم بالا و سرمو هم تکون دادم و خندیدم!اونم همینجور!خندید و سلام کرد!کلی از کار خودم خندم گرفته بود!!!!
خیلی باحال بود!بعدم ول کردم رفتم:دی
*یک هفته کامل درگیر تحویل پروژه*درک*و*بیان بودم!
خیلی زیاد بود!خیلی خسته شدم!نصف کاراشم مامانم انجام داد!3
تا آلبوم بزرگ!واسه جلدش یه طرح ساده خوشگل به کار بردم!دوسش داشتم!اما وقتی رفتیم تحویل پروژه اینقدر جلدای رنگاوارنگ دیدم که کلی غصه خوردم!
خودش گفت یه طرح ساده خوشگل!![]()
*برف اومد!کلیییییییییییییییییییییییییییی!
فقط با یه مانتو نازک رفتم پارک!توی برف!یکم راه رفتم برگشتم!هیچکس نبود باهام برف بازی کنه!![]()
*کلی خوش میگذره وقتی با فهیم میریم بیرون!![]()
*واسه امتحان ادبیات هم یادم رفت کارت ورود به جلسه ببرم!
دوباره رفتم کارت موقت گرفتم!خیلیییییییییی گیجم!![]()
*دلم واسه ندا کلی تنگیده!
کلی حرف رو دلم مونده خب!هرچند صبحی باهاش حرفیدم!![]()
*لطفا جواب بده!
به من نمیاد احساس داشته باشم!؟به منم نمیاد کسی رو دوست داشته باشم؟!![]()
آخه نسیم بهم میگه فقط یه صورت سنگی ازت واسم مونده بود!![]()
اینقدر سنگی شدم؟!![]()
*چشم ِ تو خوابم میکنه ، مست و خرابم میکنه!
وقتی نشستی رو به من ، از عاشقی بگو به من!
بزار چشات دل ببره ، اینجوری باشه بهتر ه!![]()
*بزار فراموش بکنم خاطره های مُردم ُ !![]()
*همه نمره هام به مشروط شدنم گواهی میده!
خواااااااااااااااهش میکنم واسم دعا کنین!![]()
ادامه مطلب....