تبليغاتX
`·.*_نارنجی_*.·´

`·.*_نارنجی_*.·´

برای دیدن روز عذابت لحظه شماری میکنم!!!

 

 

 

 

 

 

l
مشهد!
 

                 ما که رفتیم! یه هفته ای نیستم!

 

واسه نتیجه ها دعا کنین!امیدوارم لااقل رتبه کنکور هنرم خوب بشه!چون دوست دارم این تصمیمی که گرفتم عملی بشه!البته اگه بزارن!خدایا من اینجوری دوست دارم!

 

                                نازنینم چه دعا بهتر از این
                                خنده ات از ته دل
                                گریه ات از سر شوق
                                نبود هیچ غروبت غمگین

 


لينك | نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 23:16 توسط
l
تولد حضرت علی مبارک!!!
 

ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 1:9 توسط |
l
یعنی چی؟!

 

آزاد بد نشد!حتما معماریا میارم!فیزیکمو 100% زدم  بقیشم همینجوری خوب زدم!خیلی آبکی بود!کاش سراسری هم همینطوری بود!

 

 

بچه ها تا فهمیدم منو و نسیم جفتمون 100 زدیم کوب کردن!حسنی خان هم بسیار خوشحال شدن و ذوقیدن!

 

 

بازم مشکل 6 ماه پیش!چیکار کنم؟!

 

 

خیلی ستم یک سال منتظر باشی علی صادقی بیاد اصفهان بعد تا هم میادش نتونی بری ببینیش!واقعا ناراحت کننده بودا!چقدر بد بود!

 

 

من واقعا موندم تیغ زن با چه انگیزه ای ساخته شده؟!!!والا نه موضوعشو فهمیدیم نه سر و ته فیلمو!ما که گفتیم چون علی صادقی و رضا عطاران بازی کردن حتما خوبه ولی فکر نکنم خوب بود!یعنی مطمئنم!

 

 

نمایشگاهم خیلی خوب بود مخصوصا اینکه دایی جان اینا غرفه داشتن!خیلی شلوغ بود!آشنا هم بسیار!

 

 

هیچ موقع نتونستم باور کنم و  نه باور میکنم!

 

 

دلم میخواد فقط بخوابم!فعلا که روزا تا 12 خوابم!

 

 

روز اول خیلی کیفید!خاله جون اینا هم که از ظهر اینجا بودن!مثل همیشه روز اول ختم یا علی واسه من!خوش گذشت!

 

 

روز دوم هم که شلوغ بود!عمه های مامانی بودن!عقد هم دعوتیده شدیم!وااااااای خدا چیا میگفتن!چقدر با خاله مسخره بازی درآوردیم!نسرین هم که فعلا نیومده!

 

 

مامان بابایی حالش خیلی بده.خدا رحم کنه!

 

 

از کانون زنگیدن که به علت اینکه فوق العاده دفتر برنامه ریزیت تمییز و دقیق و مرتب هستش بیار تا نشون بچه های جدید بدیم!معروف شدما!

 

 

روز سوم هم تمومید!فامیلای بابا اومدن!زن رسول هم اومد!چقدر دوسش دارم!عمه جان کوچیکه هم اومدن!بقیه هم مثل قبل!

 

 

رفتم کانون!خوب بود.یکی از بچه ها را هم دیدم و کلی به حرف دیگه!بچه های کنکوری سال دیگه که میومدن هی نیگاشون میکردم و میگفتن آخیییی چه سالی در پیش دارن!البته ممکن خودمم قبول نشم و بره واسه سال دیگه!چه فضایی داشت اونجا!از هرچی کلاس درسی بدم میاد!

 

 

نمیدونی چقدر دوست دارم اینجور جاها کار کنم!

 

 

 

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم

 

چه دنیای رو به زوالی دارم!

 

مجنونم و دل زده از لیلی ا!

 

خیلی دلم گرفته از خیلی ا!

 

 

 

ندا خواهش میکنم تنهام نزار!لطفا!

 

 

 


لينك | نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 0:58 توسط |
l
تولد ندایی جونمه.یوووووووووهووووووووووووو....!
 

         عزیز من٬گل من٬تولدت مبارک!

         عزیز من٬گل من٬تولدت مبارک!

         تولدت مبارک تولدت مبارک!

          قشنگ شدی٬گل شدی٬شدی مثل عروسک.

          عزیز من٬گل من٬تولدت مبارک!

          تولدت مبارک تولدت مبارک!

 

آبجی ناز من ندایی جونم ۱۸ سالگیت مبارک!دیگه بزرگ شدی واسه خودتا!نمیدونی چقدر خوشحالم که خواهری مثل تو پیدا کردم!مخصوصا این ۷٬۸ ماهی که رابطمون بیشتر از قبل هم شده!

 

تو واسه همیشه آجی خودم هستیییییییی!به قول ستارمون آججججججججیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی  کجاییییییییییییی؟!

 

امیدوارم همیشه موفق باشی و دانشگاه هم همون تهران که میخوای قبول بشی عزیزم!

 

الهی ۱۰۰ ساله شی٬نه ۱۲۰ ساله شی٬نه ۱۲۰ سال کمه همیشه زنده باشی!

 

خوب حالا بزار تیز بپرم کیکو بیارم که خیلییییییییی خوشحالم.یکم دست بزنین شادی کنین اومدم!

 

اینم کیک!نوش جان.

کادوتم هرموقع دیدمت بهت میدم!

            

و حالا یه سبد گل٬یه آسمون ستاره٬همراه با بهترین آرزوها تقدیمت میکنم و بهت میگم تولدت مبارک!

 

             

 

فدات بشم

 


لينك | نوشته شده در جمعه 14 تیر1387ساعت 0:0 توسط |
l
تموم شد دیگه!به سختی!
 

ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت 18:29 توسط |