تبليغاتX
`·.*_نارنجی_*.·´

`·.*_نارنجی_*.·´

برای دیدن روز عذابت لحظه شماری میکنم!!!

 

 

 

 

 

 

l
تولد...
 

یه معذرت خواهی بزرگ به وبلاگم بدهکارم!

 

وبلاگ جونم عزیز مهربونم با تاخیر ۱۸ خرداد تولدت مبارک!

 

امیدوارم ۱۰۰ ساله بشی جییییییییگر!

 


لينك | نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387ساعت 21:6 توسط
l
چیزی نمونده.......

 

دو هفته مونده به کنکور.....

 

 

ترازای آزمونام بدکی نشد!

 

 

استاد فیزیک جان از برطرف شدن مشکلتون بسیار بسیار خوشحالیم.امیدوارم اون شخص ادب بشه و بفهمه که چه کاره احمقانه ای کرده.

 

 

از تلفن استاد ادبیات عشقولی خیلی زیاد در تعجبم که البته میشه فهمید چه اتفاقی افتاده بوده!کلاس هم خوب بود.بای بای

 

 

نسرین اینا هم برگشتن لطف نمودن یه سری خرت و پرت آوردن!

 

 

اگه یه هفته ستاره را نبینی چه حسی داری؟؟؟؟؟دارم دق میارم اینا هم که برنمیگردن!فقط مجبورم هی عکساشا نگاه کنم و قربون صدقه برم!اینقدرم بداخلاق شده که پشت تلفنم نمیحرفه!

 

 

پارک هم با عمه و عموها خوش گذشت!وحید،حامد،داماد جدیده!البته همیشه مثل غریبه ها!خوشم میاد سر حرفو باز میکنن اگه نه من میپکم از بس مجبورم ساکت بشینم!

 

 

چه خواب قشنگی!چه رمانتیک!یه حس درونی میگه خیلی نزدیکی فقط اگه بیام دنبالت! اما عقل میگه خیلی دوری حتی بیشتر از دوری مسافتمون!

 

 

بوم سفید هم قشنگ بود!

 

 

خیلی ستم یکی زنگ بزنه باهاش حرف بزنی سوالاش را جواب بدی اما تا تلفن قطع کردی در کمال آرامش بگی نشناختمش!!!!!!!!!!!!!!!!از شمارش هم نشه فهمید چون 3 تا آدم با همون اسم میشناسی که توی همون منطقه هم زندگی میکنن!خنده داره!

 

 

حواس پرتیام که سر به بیابون گذاشتن!

 

 

همه میفرماین دولتی قبولی!

 

 

قطعی برق که نور اعلی نور!

 

 

تولد داداشی هم مبارک!

 

 

یه چیزی سر دلم سنگینی میکنه!نمیخوام قبول کنم همون چیزیه که فکر میکنم!

 

 

موقرمزی خان پررو شدن!

 

 

3*4 هم خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوشگله!مخصوصا بازیه بیژول!

 

 

همچنان درس خوندن ادامه داره!

 

 

پیشاپیش روز مادر و تولد حضرت زهرا مبارک!

 

 

موفق باشین

 

 

 !!

 


لينك | نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387ساعت 20:40 توسط |
l
جمع بندی....!
 

ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت 21:32 توسط |
l
یادم نیست.......!

 

شنبه      28/2/87       جمعه    3/3/87

 

 

 

یه امتحان دیفرانسیل سخت!ادبیاتم آسون بود!

 

 

جلسه قلم چی هم بدی نبود!

 

 

یه آزمون افتضاح!از این به بعد سخت تر هم میشه!

 

 

و دیگر هیچ!

 

 

بیچاره خاله جونم!چند روزی بیمارستان بود!خدا را شکر بهتر شده!ستاره و خاله هم که مریض بودن!چه ویروسی!

 

 

چقدر ضدحال بود سلام بهار یوهویی تموم شد!برنامه قشنگی بود!

 

 

تصویب شد!شوهرخاله جان یه دوماهی باید برن!چقدر بد میشه!حالا این دو ماه با ستاره چیکار کنیم؟!

 

 

دیگه دارم خسته میشم!

 

 

مشهد نصف روزه دیده بودی؟!

 

 

بالاخره ثبت نام کردیم!ببینیم خدا چی میخواد!

 

 

اینقدر حواس پرت و کم حافظه شدم که هوچی یادم نمیاد!

 

 

 

 

پرستیدن دادگر پیشه کن                    ز روز گذر کردن اندیشه کن

 

 

انوشه باشید!

 

 

!!

 


لينك | نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 22:43 توسط |