
تولدت مبارک قاصدک عزیزم![]()
این سومین سالی ه که باهاتم ![]()
و سومین تولدی که توی وبلاگم واست میگیرم![]()
امیدوارم تا ۳۰۰ ام هم ادامه پیدا کنه![]()
من که بهش ایمان دارم
به دوستیمون!![]()
هرچند که واسه خیلی ها غیر قابل باور ه !![]()
امیدوارم ۱۹ سالگیت یکی از بهترین سال های زندگیت باشه![]()
و همونجوری که دوست داری باشه![]()
شرمنده من مثل خودت حرفای قشنگ قشنگ بلد نیستم![]()
ولی بازم میگم
تولدتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت مبارک عشق من![]()
"زیباترین گلهای دنیا تقدیم به تو به خاطر بهترین روز دنیا که روز تولد توست"
![]()
این چند قسمت اول مال قبل از انت.اخبا.ت و این برنامه ها بود !!
از قبل نوشته بودم !![]()
دلم میخواست داشته باشمشون !
کلا این پست مال 1 ماه پیش تا حالاست !
خواستم یکم رنگ و روی بلاگم عوض بشه !![]()
اگه نه همچنان ناراحتم و توی شوک !!!![]()
* بحث انت.خا.با.تم که داغ بود این چند وقت ! من.اظ.ره های جالبی بودن ! واقعا اینجور حرف زدن واسه ری.یس یه دولت خیلی خیلی شرم آور بود !
خیلی وقیحانه بود ! فیلم های تبل.یغا.تیشم که فقط با احساسات آدما بازی میکرد ! متاسفم ! واقعا متاسفم !
4 سال پیش قبل از اینکه ایشون بیان سرکار من باهاشون مخالف بودم ! اما خیلی ها موافقش بودن ! خیلی خواستم نظرشون رو برگردونم اما نشد ! کسایی که 1 سال که گذشت اومدن و به خود من اعتراف کردن اشتباه کردن ! اما متاسفانه بیشترین میزان ر.ا.ی هم از اینجا بود !![]()
* کلی خوشحال بودم که 21 ام امتحان دارم ! آخه شب قبلش عروسی دعوت داشتیم ! از این عروسیا که صلوات میفرستن !
نمیخواستمم برم ! گفتمم نمیرم اما به خاطر یه مسئله ای اون روی سگم رو بالا آوردن و رفتم !
حالم داشت بهم میخورد ! نه از اینکه خبری نبود ، نه ! اصلا ! اون اصلا مهم نیست ! یعنی فقط شما باید قیافه منو میدیدی ! عین هاپووو ! بعد تازه همشونم یه مشت آدم که هیچی نمیفهمن و طرفدار الف.نون !!!!!
فقط من مو.سو.ی بودم ! بعد خب اونا خیلی بیشتر بودن ! چه انتظاری داشتی یه تنه میرفتم به جنگ همشون ؟!
در حالی که مامانم و مامانی هی میگن هیچی نگو !! اما من آخرش زهر خودم رو ریختم و حالشون رو اساسی جا آوردم !![]()
![]()
* 4شنبه قبل از انت.خابا.ت هم که خا.تمی جونم اومده بود اینجا !
بچه های ما هم که خودشون یه ست.اد تبلی.غات.ی داشتن !
خلاصه به پیشنهاد من هماهنگی کردیم که همه با هم بریم که هم فال باشه هم تماشا !!!تصور کن از 75 نفر فقط 8 نفر بودیم !
که خب البته یه سریشون چون دیر اومدن پیدامون نکردن !آنتن ها هم قطع بود !
من و فهیم و محبوب و سمیه و پسرعمو و کوشاجان و آقای گردو و آقای صنایع !!آقای تپل شاگرد داداش رضا هم اومد که یوهو وسط راه نشد با ما بیاد ! کلییییییی خوش گذشت ! وسط اون همه جمعیت که نمیشد چیزی دید ! هممونم قد هامون متوسط !! فقط پسرعمو خیلی بلند ه! همه بهش میگفتیم تو ببین اون بالا گزارش بفرست پایین !
کلییی خندیدیم ! وسطاش بود اقای صنایع رو فرستادیم روو کوول پسرعمو تا از اون بالا ببینه !
بعد تازه دوربینم دادیم بهش عکس بگیره بقیه هم ببینیم !!!! بعدشم که خب دیدیم فایده نداره عین سیزده بدر نشستیم روی زمین دور هم و فقط گوش میدادیم وجیغ میکشیدیم و شعار میدادیم ! رسما خودمون رو خفه کردیم !
خیلیییییییییییییی خوش گذشت ! بعد هم دیگه مُردیم تا از وسط اون همه جمعیت رفتیم و رسیدیم به خیابون بعدی !![]()
* امتحان قرائت قرآن ! آخر لذت و خوشی بود وقتی گفت 12 آیه اول سوره مدثر رو بخون ! اون موقع بود که فهمیدم خدا دورادور خیلی خیلی هوامو داره !
دیدن سوال 43 عربی کنکور ! وسط اون همه بی حوصلگی ، آخر ذوق مرگی بود !![]()
* یعنی آخر خنده و پررویی بود وقتی زنگ زدم بهت و شماره بچه خواهرت رو خواستم !
چقدر بهت خندیدم ! اوج خنده اون موقع بود که توی اون وضعیت دیدمت !
خیلی دلم میسوزه واست ! چرا همیشه باید همون اول کار من ببینمت ؟! خیلی بدشانسی !
و موقعی که ساعت 1 نصف شب زنگ میزنی حال آدمو بپرسی اوج تعجب بود !
فینگیل !!!!چه اسم قشنگی گذاشتی روی نینی م !!![]()
*دیدن دکتر "ق" وسط اون همه جمعیتی که واسه خا.تم.ی اومده بودن یه حس خیلی خوب به همراه داشت !
یه جور احساس غرور !
هم به خاطر اینکه دکتر " ق" بابای اشی همکلاسیمونن ، هم به خاطر اینکه اونم به عنوان یه کسی که دکترای مع.ماری داره طرفدار مه.ندس مو.س.وی بود !
داداش اشی هم بود ! اما خودش گم شده بود ! داداشش کوچیکتر خودمون بود و خیلیییی هم گوگورییییی و ناز بود !![]()
* میبینی چیا دارن میگن ؟! میبینی بحثشون منم ؟! میبینی بحثشون تویی ؟! پس چرا هیچی نمیگی ؟! آخه چرا اینقدر بچه ای ؟!
خوب میدونی اگه بخوای همه چی تموم میشه ! به راحتی ! 3 ماه تعطیلی زمان خوبی واسه فراموش کردن خیلی چیزا !
اعصابمو داغون کردی ! اه ! اون آیدی رو اددکن دیگه !!!!![]()
* شدیدا به یه ه.ک.ر نیاز دارم ! سراغ دارین ؟!![]()
* یه کوله خریدم کلی دارم ذوقش رو میکنم ! 3 ماه بود من تصمیم داشتم کوله بخرم ! به قول فهیم طلسم شکوندم !
توش خیلی خوشگلتره ! یه ن.ا.ر.ن.ج.ی جیغیه که نگو ! اگه میشد وارونش میکردم ! آخه کلا عاشق داخلش شدم و خریدمش ! البته خودشم دودی رنگ و خطای ن.ا.ر.ن.ج.ی داره !![]()
* شنبه آخرین هفته میخواستیم کلاس ریاضی کنسل کنیم ! اما از دو روز قبلش شخصیت اعتماد به نفس اصرار داشت که کلاس باشه !
منم قبول کردم به بچه ها هم گفتم ! شنبه که رفتیم بچه ها کلی غرغر کردن ! هرچی میگم به من چه ، مگه به گوششون میره ؟!
آخرش از کلاس کشیدنم بیرون !با مد.یر گرو.ه قشنگمون هم کلاس داشتیم که کلی عصبی شد و یه نمره قشنگی به کارم داد !!!
خلاصه شخصیت اعتماد به نفس هم سر کلاس تشریف داشتن ! کلی اس ام اس زدم میگم کنسل کنین ! ما به استاد میگیم بره ! اصرار پشت اصرار که نه !!!! بعد جالبیش اینجاست میگه من خودم نمیام !!!!!!!!!!! ![]()
دیگه منم اون روی سگم بالا اومده بود از دست همه بچه ها ! بعد دیگه گفت که نی.ما گفته کلاس باشه و میخواد بیاد سوال ها رو از استاد بگیره ! آخه خدا وکیلی امتحانی که 9 . تیر( تازه بعدش افتاد 13 ام!) برگزار میشه کی از حالا سوال طرح کرده ؟!
بعد حالا فکر کن چیشد !!!!! بهش میگم شماره نی.ما رو بفرستین من خودم بهشون میگم نیان ! بعد توی لی.ست اسا.می گوشی یه گزینه SEND هستااااا از اونا !!!! اینجوری واسم فرستاده بود ! حالا تصور کنین من باز کردم اس ام اس اش رو چی دیدم ؟!!!!!!
بله بله !!! خیلی زیبا با شماره "خونه" نی.ما اینا مواجه شدم !!!!
در اون لحظه قیافه منو تصور کن !!!!! هم عصبانیم ! هم از خنده دارم منفجر میشم ! هم کلی شاخ روی سرم سبز شده !!!!!!
حوصله اینکه هم دوباره بهش اس ام اس بزنم رو نداشتم ! یکی از پسرامون بودش ! رفتم پیداش کردم میگم من میگیرم شماره رو شما حرف بزنین اول !!گفت من شماره گوشیش رو دارم ! خلاصه گوشیشم جواب نداد و آخر ما با همون شماره خونشون پیداشون کردیم !!!!
بعد فرداش به شخصیت اعتماد به نفس میگم با چه انگیزه ای شماره خونه نی.ما اینا رو فرستادین واسه من ؟! کلی بچه تعجب کرد !
اون یکیشون برگشته میگه مگه چیه خب همکلاسی هستین دیگه !!!! گفتم میدونم ! از نظر من مشکلی نداره اما .... !!!!
اعتماد به نفس هم گفت من اینجوری فرستادم و داری اشتباه میکنی !!!! از دوتا شماره فقط شماره خونشون به من رسیده بود !!!! یعنی تا تونستیم بهشون خندیدیم !!!!![]()
![]()
* فقط یه نت بود که راحت رفت و آمد داشتیم اونم ازم گرفتن !
فقط یه ایدیمون بود که راحت هرچی جلوش میخواستیم مینوشتیم اونم ازم گرفتن ! خب چه انتظاری داری وقتی چندتا از بچه های یونی توی لیستم ادد هستن من بردارم جمله عشقولانه جلوش بنویسم ؟!
حالا دخترامون که مشکلی نیست ! اما پس فردا برادران محترم چی میگن ؟! با اینکه همه چی رو در مورد من میدونن!!!فقط همین مونده بلاگی خوشگلم رو پیدا کنن که من رسما سکته میزنم !!!!![]()
* آروم آروم کارای تحویل اون درس 5 واحدی رو انجام دادم ! چقدر دوسشون داشتم ! کلی خوشگل شدن !طبق برنامه ریزی که کرده بودم باید زودتر از این کارام تموم میشدن ! اما نشد ! فهیم اومد کمکم و یه کار بزرگی که کلی سرش میترسیدم رو واسم انجام داد ! یه ش.ی.ت واسم بست !
زووود !دیگه ساعت 1 شب بود کارام تموم شدن ! صبح هم با بابا و بروبچ رفتیم یونی ! یه سری کاراشون هنوز نصفه بود ! کلا کارا نسبت به ترم پیش زیاد جالب نبودن ! البته به غیر از چند نفر ! از ما 4 تا(من و فهیم و بن بن و سحر) قشنگتر بودن و البته کامل ! اما بازم بی انصافی کرد ! همه رو آیتم بندی کرده بود ! اما.......! خیلییییی خیلیییییییی بی انصافی کرد !نمره آخرم رو بد نداد !!اما بازم کلا بی انصافی کرده بود ! در مورد فهیم و بن بن بیشتر !![]()
* یه کاری داشتیم واسه عید از من خیلی توپ شد ! یعنی همون موقع که سر کلاس داشت میگفت چیکار کنیم من به ذهنم اومد و عملیش کردم ! باید یه "حرک.ت سک.ان.س " رو تعریف میکردیم ! با هرچیزی که میشه ! من همون موقع که مامانم شروع کرد به سب.زه سبز کردن روز به روز ازش عکس گرفتم و بعد هم تحویلش دادم ! کلییی ذوق کرد خودش !
روز تحویل یکی دیگه از استادامون اومده بود کارامون رو ببینه ، رسیدن به کار من ! یوهو استاد با حالت یکم جیییغ برگشت گفت ویییییییی چه خوشگل و بامزه !
چقدر جالب شده ! عجب فکری ! اینقدر باحال ذوق کار منو کرد ! کلییی خندیدیم با بچه ها !![]()
* امتحان مص.ال.حم که افتضاح شد ! نمره داده بود بهم فکر کنم !!!!!
قر.ائت قر.آن هم بدی نشد ! تا.ری.خ رو هم افتضاح مفهومی در آورده بود !!!!!!!!!!!!
هن.دس.ه رو هم عالیییییییییییییییی شدم ! کلا این ترم خوره هن.دس.ه بودم ! کاش زودتر نمره هاش بیاد !![]()
* امتحان ری.اض.یم مونده ! کلیییییییییییی سخته ! 3 واحدیه ! هیچی هم هیچکدوم بلد نیستیم !کلی استرسشو دارم !نمیدونم چیکار کنم !![]()
* خیلییییییییییییییییی باحال بود ! اون موقعی که بهت گفتن برو جلو بشین ! چقدر بهت خندیدم !
چقدر کیف داد !!!! همه کوب کردیم وقتی وسط خیابون جلومون رو گرفتی و ایستادی به حرف زدن !!در حقیقت همینجوری یوهو دیدم داری حرف میزنی و مخاطبت منم !
یعنی هرکی شنید شاخ در آورد !!!!!
تو !؟ حرف ؟! خیابون ؟! محال ممکن ه !!!!!!
چقدر کیف کردم وقتی نی.ما ضایعت کرد ! چقدر خندیدیم ! ![]()
* تولد دخترعمو بود ! بعد خب خیلی زشت بود اگه پسرعمو به روی خودش نمیوورد ! چون واسه بچه ها کادو تولد خرید ! به جز من البته ! که خب خیلیییییییییییییییی خوشحالم !!!!
اصلا چه معنی میده ؟! بچه پررووووووو !!! بعد میگه واسه دخترعمو کادو گرفتین ؟! گفتم بلللله !!!میگه خب میشه منم پول بدم شما بگیرین از طرف من ؟!!
یعنی با فهیم فقط بهش خندیدیم !!![]()
* من کلا مرض زیاد به جونم هست
! میخواستم عکس العمل بچه ها رو نسبت به خودم ببینم !به یکی دوتاشون گفتم میخوام انت.قالی بگیرم !
یکیشون پسرعمو بود ! برگشته میگه چرا ؟! یه همکلاسی خوب و خوش اخلاق و با شعور داشتیم !!!!!یعنی رسما گند زد به همه !!!
البته فهیمم میخواست بره ! واسه اونم گفت خب شما که دارین میرین ! ایشونم که دارن میرن ! مگه ۴ تا همکلاسی فهیم و با شعور بیشتر داشتیم ؟!
(اون دو نفر منظورش سحر و بن بن بودن ) !!!!
* یعنی من اینقدر از این بشرررررررررررر بدم میاد که نگو !
منظورم پسرعمو ه ! ولی به قول فهیم واسه یه سری از کارا به درد میخوره !!! لااقل واسه بالا رفتن اطلاعات عمومی !![]()
* فقط یه هفته مونده !![]()
![]()
![]()
* از فردا روضه داریم ! طبق این 2-3 سال ! 5 روز ! من عاشق این 5 روزم ! خیلییییی خوش میگذره !![]()
* چه سرنوشت خوبی ، وقتی دل ِ شما هم
برای خوشبختیمون ، پا در میونی کرده !!!![]()
الان دیگه چیزی یادم نمیاد !!
یادم اومد اضافه میکنم .......
![]()
بهارم تموم شد !
قرارمون بود تا آخر بهار ایران رو س.ب.ز پوش کرده باشیم !
چیشد ؟!
به جای س.ب.ز شدن سیاه پوش !
شدن غرق به خون !
کاش میشد عین قبل !
دلم میخواد همه بلاگا به روال عادی و قبلشون برگردن !
همه آدما شاد باشن !
s.m.s های ما که باز شدن !
اما کی حوصله داره ؟!
چی میخواد بشه ؟!
نی.ما رو دیدم !
فقط گفتم با.توم خوردی ؟!
گفت آره !
آخه چی ازش میپرسیدم ؟!
خودش که عین خیالش نبود !
بقیشونم !
از بقیه هم کم و بیش شنیده بودم !
بس.یج.ی ها زده بودنش !
کوشا میگفت ۵شنبه کلی شلوغ بوده !
CD در.وغ های" ا.ل.ف ، ن.و.ن " رو دیدی ؟!
دیدمش !
جالب بود !
دلم گرفته !
همه جا سیاه شده !
حتی از نا.رن.جی پوشیدنمم شرمم میشه !
دلم میخواد فقط مشکی بپوشم !
یه هفتس سراغ مو.زیکام نرفتم !
قیافم عین ارواح شده !
مثل دیوونه ها اینطرف اونطرف میرم !
حتی دیگه نمیتونم مانتوی رنگی بپوشم !
مشکی بهتره مگه نه ؟!
کاش یکم کمتر از آدم توقع داشتن !
کاش درکت میکردن !
کاش وقتی میگی توی شوکم
توی بهتم
واسم مهم بوده
باورت میکردن
نه اینکه زخم زبون بزنن !!!
در صورتی که هیچی نمیدونن و نمیفهمن !
خدا را شکر زیاد با کسی برخورد نداشتم !
توی خونه که اصلا مشکلی نیست !
اکثر دوستام هم با منن !
تقریبا همشون !
اما همون یکی دوتا .......
امتحان اولی رو که حسابی خراب کردم !
از ۸ تا سوال به ۵ تا جواب دادم !
همش هم نصفه و دری وری !
اگه میخواست نمره برگه رو با پروژم جمع کنه به زور ۱۱-۱۲ میشدم !
امروز نمره هامون اومد !
بهم نمره داده بود !
این استاد ه حالش همینجور ه !
ترم پیش بدون اینکه از پسرا کاری بخواد بهشون ۲۰ داده بود !
کلا زیاد کاری به برگه نداره !
اون درس ۵ واحدی رو هم که با مدیر گروهمون "همون دختر ه" داشتم نمرش رو داد !
خوب داده بود !
دستشم درد نکنه !
اما خب فهیم و بن بن را کلی ناحقی کرده بود !
خدا را شکر از استرس این دو تا بیرون اومدم !
هن.دسم رو هم خوب دادم !
چرت بوووود !
زیادم نخونده بودم !
ولییی خوب شد !
کلا امتحان هن.دسه های ما مشورتی ه !
مثلا من واسه فهیم کشیدم یه تیکه !
نکته یادم میرفت ازش میپرسیدم !
یا از بن بن اون طرف کلاس میپرسیدم !
عصبیم !
دل تنگم !
داغونم !
خوبش رو بخوای نمیدونم چه مرگمه !
کی میشه تابستون ؟!
از هفته دیگه ۵ روز روضه داریم !
امتحان ری.اض.یم که کلییییی سخته هنوز مونده !
دو تا از عمومی ها هم مونده !
آخر هفته میخوام کنکور شرکت کنم !
تحویل پروژم ۲۵ ت.ی.ر ه !
اتاقم انگار ب.م.ب توش منفجر شده !
نصف پذیرایی هم وسایل من وسطش ه !
کی تعطیات شروع میشه ؟!
دلم میخواد با یکی بحرفم !
کلیییی سر ندا غرغر کردما !
اما بازم ............
بچه ها میخوان همه با هم کلاس C.A.D بگیریم !
چقدر خوووب !
اما چه فایده ؟!
تو که اینجا نیستی !
چقدر بد ه که نفهمی یکی از دستت ناراحته یا نه !
اما حق ناراحت شدنم نداری بچه !
خب مگه بده بهت گفتم دقت کن ؟ :دی
خدایا داری باهامون چیکار میکنی ؟!
این با پا پیش کشیدنا و با دست پس زدنا واسه چیه ؟!
اعصابش رو ندارم !
میخواستم فیل.م اون دخ.تری که کش.ته شده رو ببینم اما واقعا از توانم خارج بود....
میترسم !
این حس های مزخرف چیه عصر تا حالا ؟!
دلشوره !
اضطراب !
استرس !
من به حافظو فال هاش اعتقاد دارم !
پس چیشد تعبیر اون فال ناگهانی ؟!
* تقدیر من ، عشق تو شد
که همیشه فکر محالم بود .....