`·.*_نارنجی_*.·´
برای دیدن روز عذابت لحظه شماری میکنم!!!
خوش خبر باشی ای نسیم شمال که به ما میرسید زمان وصال
ما سلمی و من بذی سلم این جیراننا و کیف الحال
عفت الدار بعد عافیه فاسالوا حالها عن الاطلال
فی جمال الکمال نلت منی صرف الله عنک عین کمال
یا برید الحمی حماک الله مرحبا مرحبا تعال تعال
عرصه ی بزمگاه خالی ماند از حریفان و جام مالامال
سایه افکند حالیا شب هجر تا چه بازند شبروان خیال
ترک ما سوی کَس نمی نگرد آه از این کبریا و جاه و جلال
حافظا عشق و صابری تا چند
ناله ی عاشقان خوش است بنال
*جناب حافظ چیو میخوای ثابت کنی بهم ؟!
*کاش میشد خیلی زود همه چی معلوم بشه !
خدا جونم مرسیییی
به خاطر این همه دونه های قشنگ بارونت![]()
*هنوز جرات نکردم برم زیر بارون !
*هواااا عجیب دو نفرس !
* طرح کلی درس 5 واحدیم تایید شد ! ریزه کاریاش و تقریبا بگم قسمتای مهمش مونده ! ولی خب مهم تر مسیر اولیه بود که خداراشکر تایید شد !
آخه این دو هفته همینطوری میرفتم برمیگشتم ! اصلا هم واسه کُر ِ.ک.س.یون پیش استاد نمیرفتم !
هیچ کاری هم که نمیکردم ! همش الافی ه ! بعد طر.حمونم یه چیزی تو مایه های ترکیب حج.م بود به طوری که بشه قایم موش.ک توش بازی کرد !
منم اینقدر غرقش شده بودم که مغزم هنگ کرده بود ! ولی الان یه چیزی ساختم که خودمم توووش گم میشم ! کلی هم کیف کرد استاد !!![]()
* عینکم رو عوض کردم ! اخییییی انگار همین دیروز بود عکس اون عینکمو گذاشتم توی وبلاگاااا !! هیییی ...... با فهیم رفتم یه چندجایی ولی خب فقط یه جا بود که دو تا نارن.جی داشت !
اونی که نارنج.یش بیشتر بودو من خوشم اومد اما فهیم گفت اون یکی میاد بهت ! بعد یه جای دیگه رو هم تهنایی رفتم دیدم هوچی نداشت ! آخرشم رفتم همون که با فهیم دیده بودم و فهیم گفت خیلی بهت اومده رو برداشتم !
ایناهاش>>> جدیده قدیمیه
* تا دلتون بخواد من کلاس دودر کردم ! دوشنبه بعدازظهر استاد ای.ستایی گفته بودن نمیان منم صبح وصا.یا داشتم خب مسلمه که نرفتم !!
چهارشنبه هم بی.ان داشتم کارامو نکرده بودم نرفتم !!!
پنجشنبه هم میخواستم بپیچونم برم با اون گروه بازدید که کنسل شد !!!
شنبه هم تن.ظیم رو پیچوندیم !![]()
* استاد وصا.یائه اینقدرررررر باحاله ! یعنی هیچ کاری نداره کی میری سر کلاس ! فکر کن 10:20 که کلاس داریم ما تازه 10:35 ، 10:40 میریم سر کلاس بعد 11 هم میگه برین !
تازه توی این مدت هم فقط قصه میگه ! یعنیییی کییییییف میده ها ! حضور و غیابو هم که کلا بی خیال !! استاد تن.ظیم ه هم همینطوره![]()
* این ترم به طرز وحشتناکی کلاس میپیچونم ! خیلی دختر بدی شدم ... تازه اگه هم نپیچونم همش الافی داریم !![]()
![]()
* رفتم دکتر دندونم رو پر کنه گفت هنوز به درد حساسه !
من نمیتونم کاریش کنم ! کلی هم آموکسی سیلین خورده بودماااا ! بعد واسم سفالکسین نوشت اونم با این معده داغونم ! البته خودم گفتم هرچی میخوای بنویس .... یه جوریه حوصلشو ندارم ! میخوام شرش کنده بشه !![]()
* لینکدونیمو دوسش دارم ! ییییهوووویییی بیکار بودم تصمیم گرفتم بسازم ! رفتم آرشیو نگارو زیرو رو کردم تا دستور درستیدنشو ببینم ! خیلییییی کیف داد تا درستش کردم !
مرسیییی نگارجون
..تازشم خیلیییییی تنبلم کرده وقتی میخونم دیگه حس کامنتیدن و بلاگ باز کردن نیست !!! ولییی خب میام باور کنین ...![]()
* باباجونه از کربلا اومد ! واسم صندل آورده بود که خب دعا دعا میکردم دوسش داشته باشم.
خوووب بود . بد نبود ! واسه داداشی هم کتونی آورده بود که کوچیک بود منم فرصت طلب برداشتم واسه خودم !
تازه میگفت مصطف.ی زم.انی اینا هم اونجا فیلمبرداری داشتن !![]()
* کلییییییییییییییییی غصه خوردم به خاطر اینکه نمیتونستم جش.ن پر.شین رو برم ! فکر کنم توی یونی همه فهمیدن ! آمار دقیقشو ندا میداد بهم ولییی خب دلم میخواست میبودم و بچه ها رو از نزدیک میدیدم !
به همه دوستایی هم که رتبه آوردن تبریک میگم![]()
![]()
* از جمعه صبح بدن درد دارم ! هییی خودم قرص خوردم ! امروزم رفتم یونی ولی جنازه بودم !
عصری که اومدم خونه رفتم دکتر !هیی معاینه کرد هییی معاینه کرد هییی گفت وااای صداش گرفته واااییی صداش گرفته !!
2 درجه هم تب دارم !
آخرش گفت اگه تا شب تبش اومد پایین که اومد اگه نیومد ببرینش بیمارستان واسه آزمایش !
خفن شک کرده بود ! میگفت حواست رو جمع کن ! ممکن آنفو.لان.زا نوع A باشه !!
نمیگم میترسم ولی خب اگه باشه و قرار باشه قرنطینه بشم چی ؟! واسم دعا کنین ! یعنی واقعا ؟!کلیییی هی مامانم دعوام میکنه میگه نزن این حرفا رو....![]()
پ.ن : الان تب م اومده پایین یکم![]()
ادامه مطلب.....